تعطيلات تهران، گردشگري همدان را به چالش كشيد
با پايان يافتن ماه مبارك رمضان و نيز تعطيلي پايتخت به بهانه اجلاس سران كشورهاي غير متعهد، سيل مسافران تابستاني به ويژه از تهران به سمت مناطق خوشآب و هوا جاري شد و در اين ميان همدان به عنوان يكي از مقاصد مهم گردشگري مورد توجه مسافران قرار گرفته، به طوري كه شلوغي اين روزهاي خيابانهاي شهر همدان بر كسي پوشيده نيست. در اين بين نكتهاي كه بسيار حائز اهميت نبود زيرساختهاي مناسب گردشگري در شهر و استان همدان است و باعث شده تا شهري كه عنوان پايلوت گردشگري را يدك ميكشد با چالشي جدي مواجه شود و شايد طبق روال هميشه مسئولان ذيربط غافلگير شده و نتوانند خدمات مناسبي به گردشگران ارائه دهند!
كافي است براي اثبات اين ادعا در طول چند شب گذشته سري به ميدان باباطاهر و يا برخي از اماكن گردشگري استان زده و به خوبي اوضاع و احوال صنعت گردشگري را به تماشا بنشينيد. قطعاً با صحنههايي روبرو خواهيد شد كه تأسفبرانگيز است و با خود خواهيد گفت كاش شهر ما هم...!؟
مسافراني كه كنار خيابان چادر زده و يا حتي تنها زيراندازي انداخته و خوابيدهاند! زنان و مرداني كه سردرگم در شهر ميچرخند و از هر رهگذر آدرس ميپرسند! كودكاني كه با هزار شوق به مسافرت آمدهاند و حالا خستهاند از اين همه بيهوده وقت تلف كردن. برخي حتي براي رفع اولين نيازهاي طبيعي هم دچار مشكل شدهاند!
پدراني را ميبيني كه شرمنده خانواده خويش شدهاند و برخي آنها اشك در چشمانشان جمع شده است! به راستي چرا؟ از خود ميپرسي گناه اينها چه بوده كه همدان را به عنوان مقصد خويش انتخاب كردهاند و حتي گاهي در دلت ميگويي كاش جاي ديگري ميرفتند تا خاطره خوش سفر هميشه همراهشان باشد!
آري اين تنها تصوير كوچكي از شهري است كه قرار شده اقتصادش بر اساس صنعت گردشگري استوار باشد و امروز نهتنها كمك چنداني به اقتصاد نشده بلكه مشكلات اجتماعي اين نوع گردشگري نيز گريبانگير مردم شهر هم شده است! اگر چه در اين مقال فرصت آن نيست تا به موشكافي ابعاد اين قضيه بپردازيم اما براي نمونه و روشن تر شدن زواياي اين ماجرا به برخي مشكلات و نكات حائز اهميت اشاره ميكنيم؛
فقدان مديريت واحد
در يك جمله بايد گفت گردشگري همدان متولي ندارد. اگرچه نهادهاي ذيربط همچون استانداري، فرمانداري، ميراث فرهنگي و گردشگري، شهرداري و... هر كدام اقداماتي براي توسعه گردشگري استان و شهر انجام داده و ميدهند اما به جرأت ميتوان ادعا كرد كه كوچكترين هماهنگي در اين زمينه وجود ندارد و اساساً مقوله گردشگري و خدماترساني مناسب به مسافران در اولويت كاري هيچيك نيست.
در همين چند روز گذشته بجز داخل آرامگاه بوعليسينا و شايد يك جاي ديگر هيچ محلي در سطح شهر از سوي ارگان براي راهنمايي مسافران در نظر گرفته نشده است. احداث كيوسكهاي گردشگري در شهرهاي توريستي جزو زيرساختهاي اصلي محسوب ميشود كه در همدان اصلاً خبري از اين قصه نيست.
بسياري از مسافران نقشه شهري نداشته و حتي نميدانند از كجا بايد تهيه كنند. كافي است در چند شب گذشته سري به ميدان باباطاهر زده و شاهد مسافراني بوده باشيم كه در كنار خيابان و محل پارك ماشينها چادر زدهاند! اتفاقي كه هر آن احتمال يك فاجعه را تقويت ميكند!؟ تنها فرض بگيريد ماشيني ترمزش بريده و به سمت چپ يا راست منحرف شود. آن وقت ابتداي فاجعه است!؟
هر چه بيشتر دقت ميكني، ميبيني همدان از نبود يك مديريت واحد در حوزه گردشگري دارد ضربه ميخورد و روزي خواهد رسيد كه اگر چارهاي براي اين موضوع نينديشيم ضربه مهلكتر خواهد شد چنان كه افشار گردشگري از هم خواهد گسيخت! نكته جالب آن كه ميراث فرهنگي و گردشگري استان قريب به دو سال است كه معاونت گردشگري نداشته و اين حوزه با سرپرست اداره ميشود! حال تا كجا اين قصه ادامه دارد خدا داند و بس!
كمبود اماكن اقامتي
يكي از مشكلاتي كه ظرف چند روز گذشته رخ نموده و باعث تأسف همگان شده است كمبود اماكن اقامتي در سطح شهر و استان است آنچنان با تكميل ظرفيت اغلب هتلها، مهمانپذيرها و حتي مهمانسراهاي ادارات، مسافران رو به خانههاي استيجاري آورده و حتي تا شبي 200 هزار تومان و بعضاً حتي بيشتر هم اين خانهها اجاره رفته است. يكي از صاحبان اين خانهها ميگفت در چند روز گذشته حتي شاهد اشك برخي مسافران براي پيدا كردن محل استراحت بوده و شرمنده بسياري از گردشگران شده است. عدم حمايت از سرمايهگذاران و نبود برنامهاي جامعه براي گردشگري استان باعث شده تا مشكل مراكز اقامتي به ويژه در زمانهاي پيك مسافر به اوج خودش برسد، مسألهاي كه در ساليان بعد جديتر خواهد شد. سالهاست كه در همان هتل جديد و يا حتي مهمانپذير جديدي ساخته نشده و هتل واقع در پارك مردم هم كه قرار بود تا پايان سال 90 به بهرهبرداري برسد، همچنان وضعيتش در هالهاي از ابهام است!
نبود كمپهاي اقامتي
اگرچه شهرداري همدان بنرهايي با اين عنوان كه نصب چادر در اين مكان ممنوع است در برخي از نقاط شهر همچون ميدان باباطاهر زده است اما جالب آنجاست كه اكثر چادرها زير و حوالي همان بنرها نصب ميشود؛ چرا كه شهرداري مشخص نكرده كجا بايد چادر بزنند و اساساً همدان فاقد كمپ اقامتي است! اي كاش مديران شهري ما به جاي آنكه سرگرم برخي پروژههاي پرطمطراق بشوند، تنها سفري به اصفهان ميكردند و ميديدند كه اين مشكل را آنها چگونه حل كردند و از آنها ميآموختند آنچه را بلد نيستند. گاهي سادگي راه حل برخي مشكلات آنقدر عيان است كه انجام ندادنش تعجب حتي كودكان خردسال را هم برميانگيزد!؟
كمبود امكانات در مراكز گردشگري
به طور طبيعي يكي از هدفهاي مسافران بازديد از اماكن و جاذبههاي گردشگير در يك شهر است. همدان با داشتن اماكن طبيعي و تاريخي بسيار در اين زمينه غني بوده اما متأسفانه به دلايل متعدد از جمله كمبود امكانات رفاهي در اين اماكن بازديد مسافران را با حاشيه روبرو كرده و موجب عدم رضايتمندي آنها ميگردد. كمبود و حتي نبود سرويسهاي بهداشتي در اين مراكز و اماكن، نبود آب خورد در برخي از اماكن همچون گنجنامه، نبود رستورانهاي مناسب در نزديكي اين اماكن و كمبود ديگر امكانات رفاهي از جمله مواردي است كه گلهمندي مسافران را به همراه دارد. به جرأت ميتوان گفت اكثر قريب به اتفاق اماكن گردشگري استان پاركينگ خودرو نداشته و اساساً با توجه به فقدان پاركينگهاي مناسب در سطح شهر، اين موضوع تبديل به مشكلي جدي براي مسافران شده كه تبعات آن به شهروندان همدان نيز سرايت پيدا ميكند.
حال با توجه به اين موارد و نيز مسائلي از قبيل ارزان بودن خدمات گردشگري در استان همدان بايد پرسيد كه صنعت توريسم و گردشگري در استان به كجا ميرود و چه آيندهاي ميتوان براي آن تصور كرد!؟
صنعتي كه نميتواند ميزبان خوبي براي گردشگران باشد و از سوي ديگر نيز درآمد حاصل مسافران خيابانخواب براي همدان و همدانيان آنقدر ناچيز است كه نميتوان به آن دل خوش كرد!؟
اكنون كه عليمحمد آزاد سكان هدايت استان را بر عهده گرفته و با شعار اشتغال نيز آمده و به خوبي ميداند صنعت گردشگري يكي از مهمترين راههاي اشتغالزايي پايدار در استان همدان است، به نظر ميرسد بايد در ضربالاجلي فوري با كمك دستگاههاي ذيربط، فعالان عرصه گردشگري، رسانهها و... چارهاي براي اين موضوع بينديشند. همچنان منتظر خواهيم ماند!
كافي است براي اثبات اين ادعا در طول چند شب گذشته سري به ميدان باباطاهر و يا برخي از اماكن گردشگري استان زده و به خوبي اوضاع و احوال صنعت گردشگري را به تماشا بنشينيد. قطعاً با صحنههايي روبرو خواهيد شد كه تأسفبرانگيز است و با خود خواهيد گفت كاش شهر ما هم...!؟
مسافراني كه كنار خيابان چادر زده و يا حتي تنها زيراندازي انداخته و خوابيدهاند! زنان و مرداني كه سردرگم در شهر ميچرخند و از هر رهگذر آدرس ميپرسند! كودكاني كه با هزار شوق به مسافرت آمدهاند و حالا خستهاند از اين همه بيهوده وقت تلف كردن. برخي حتي براي رفع اولين نيازهاي طبيعي هم دچار مشكل شدهاند!
پدراني را ميبيني كه شرمنده خانواده خويش شدهاند و برخي آنها اشك در چشمانشان جمع شده است! به راستي چرا؟ از خود ميپرسي گناه اينها چه بوده كه همدان را به عنوان مقصد خويش انتخاب كردهاند و حتي گاهي در دلت ميگويي كاش جاي ديگري ميرفتند تا خاطره خوش سفر هميشه همراهشان باشد!
آري اين تنها تصوير كوچكي از شهري است كه قرار شده اقتصادش بر اساس صنعت گردشگري استوار باشد و امروز نهتنها كمك چنداني به اقتصاد نشده بلكه مشكلات اجتماعي اين نوع گردشگري نيز گريبانگير مردم شهر هم شده است! اگر چه در اين مقال فرصت آن نيست تا به موشكافي ابعاد اين قضيه بپردازيم اما براي نمونه و روشن تر شدن زواياي اين ماجرا به برخي مشكلات و نكات حائز اهميت اشاره ميكنيم؛
فقدان مديريت واحد
در يك جمله بايد گفت گردشگري همدان متولي ندارد. اگرچه نهادهاي ذيربط همچون استانداري، فرمانداري، ميراث فرهنگي و گردشگري، شهرداري و... هر كدام اقداماتي براي توسعه گردشگري استان و شهر انجام داده و ميدهند اما به جرأت ميتوان ادعا كرد كه كوچكترين هماهنگي در اين زمينه وجود ندارد و اساساً مقوله گردشگري و خدماترساني مناسب به مسافران در اولويت كاري هيچيك نيست.
در همين چند روز گذشته بجز داخل آرامگاه بوعليسينا و شايد يك جاي ديگر هيچ محلي در سطح شهر از سوي ارگان براي راهنمايي مسافران در نظر گرفته نشده است. احداث كيوسكهاي گردشگري در شهرهاي توريستي جزو زيرساختهاي اصلي محسوب ميشود كه در همدان اصلاً خبري از اين قصه نيست.
بسياري از مسافران نقشه شهري نداشته و حتي نميدانند از كجا بايد تهيه كنند. كافي است در چند شب گذشته سري به ميدان باباطاهر زده و شاهد مسافراني بوده باشيم كه در كنار خيابان و محل پارك ماشينها چادر زدهاند! اتفاقي كه هر آن احتمال يك فاجعه را تقويت ميكند!؟ تنها فرض بگيريد ماشيني ترمزش بريده و به سمت چپ يا راست منحرف شود. آن وقت ابتداي فاجعه است!؟
هر چه بيشتر دقت ميكني، ميبيني همدان از نبود يك مديريت واحد در حوزه گردشگري دارد ضربه ميخورد و روزي خواهد رسيد كه اگر چارهاي براي اين موضوع نينديشيم ضربه مهلكتر خواهد شد چنان كه افشار گردشگري از هم خواهد گسيخت! نكته جالب آن كه ميراث فرهنگي و گردشگري استان قريب به دو سال است كه معاونت گردشگري نداشته و اين حوزه با سرپرست اداره ميشود! حال تا كجا اين قصه ادامه دارد خدا داند و بس!
كمبود اماكن اقامتي
يكي از مشكلاتي كه ظرف چند روز گذشته رخ نموده و باعث تأسف همگان شده است كمبود اماكن اقامتي در سطح شهر و استان است آنچنان با تكميل ظرفيت اغلب هتلها، مهمانپذيرها و حتي مهمانسراهاي ادارات، مسافران رو به خانههاي استيجاري آورده و حتي تا شبي 200 هزار تومان و بعضاً حتي بيشتر هم اين خانهها اجاره رفته است. يكي از صاحبان اين خانهها ميگفت در چند روز گذشته حتي شاهد اشك برخي مسافران براي پيدا كردن محل استراحت بوده و شرمنده بسياري از گردشگران شده است. عدم حمايت از سرمايهگذاران و نبود برنامهاي جامعه براي گردشگري استان باعث شده تا مشكل مراكز اقامتي به ويژه در زمانهاي پيك مسافر به اوج خودش برسد، مسألهاي كه در ساليان بعد جديتر خواهد شد. سالهاست كه در همان هتل جديد و يا حتي مهمانپذير جديدي ساخته نشده و هتل واقع در پارك مردم هم كه قرار بود تا پايان سال 90 به بهرهبرداري برسد، همچنان وضعيتش در هالهاي از ابهام است!
نبود كمپهاي اقامتي
اگرچه شهرداري همدان بنرهايي با اين عنوان كه نصب چادر در اين مكان ممنوع است در برخي از نقاط شهر همچون ميدان باباطاهر زده است اما جالب آنجاست كه اكثر چادرها زير و حوالي همان بنرها نصب ميشود؛ چرا كه شهرداري مشخص نكرده كجا بايد چادر بزنند و اساساً همدان فاقد كمپ اقامتي است! اي كاش مديران شهري ما به جاي آنكه سرگرم برخي پروژههاي پرطمطراق بشوند، تنها سفري به اصفهان ميكردند و ميديدند كه اين مشكل را آنها چگونه حل كردند و از آنها ميآموختند آنچه را بلد نيستند. گاهي سادگي راه حل برخي مشكلات آنقدر عيان است كه انجام ندادنش تعجب حتي كودكان خردسال را هم برميانگيزد!؟
كمبود امكانات در مراكز گردشگري
به طور طبيعي يكي از هدفهاي مسافران بازديد از اماكن و جاذبههاي گردشگير در يك شهر است. همدان با داشتن اماكن طبيعي و تاريخي بسيار در اين زمينه غني بوده اما متأسفانه به دلايل متعدد از جمله كمبود امكانات رفاهي در اين اماكن بازديد مسافران را با حاشيه روبرو كرده و موجب عدم رضايتمندي آنها ميگردد. كمبود و حتي نبود سرويسهاي بهداشتي در اين مراكز و اماكن، نبود آب خورد در برخي از اماكن همچون گنجنامه، نبود رستورانهاي مناسب در نزديكي اين اماكن و كمبود ديگر امكانات رفاهي از جمله مواردي است كه گلهمندي مسافران را به همراه دارد. به جرأت ميتوان گفت اكثر قريب به اتفاق اماكن گردشگري استان پاركينگ خودرو نداشته و اساساً با توجه به فقدان پاركينگهاي مناسب در سطح شهر، اين موضوع تبديل به مشكلي جدي براي مسافران شده كه تبعات آن به شهروندان همدان نيز سرايت پيدا ميكند.
حال با توجه به اين موارد و نيز مسائلي از قبيل ارزان بودن خدمات گردشگري در استان همدان بايد پرسيد كه صنعت توريسم و گردشگري در استان به كجا ميرود و چه آيندهاي ميتوان براي آن تصور كرد!؟
صنعتي كه نميتواند ميزبان خوبي براي گردشگران باشد و از سوي ديگر نيز درآمد حاصل مسافران خيابانخواب براي همدان و همدانيان آنقدر ناچيز است كه نميتوان به آن دل خوش كرد!؟
اكنون كه عليمحمد آزاد سكان هدايت استان را بر عهده گرفته و با شعار اشتغال نيز آمده و به خوبي ميداند صنعت گردشگري يكي از مهمترين راههاي اشتغالزايي پايدار در استان همدان است، به نظر ميرسد بايد در ضربالاجلي فوري با كمك دستگاههاي ذيربط، فعالان عرصه گردشگري، رسانهها و... چارهاي براي اين موضوع بينديشند. همچنان منتظر خواهيم ماند!
مهرداد حمزه - همدان پیام
+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:48 توسط سجاد
|







قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه ...من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم دردها و خوشیهای من را تجربه کن سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم ...