تبليغاتX
سلطان کوهستان
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 13:20 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 13:6 | لینک ثابت |

زمان و مكان سقوط

بهمن چگونه در كوهستان شكل مي‌گشرد؟ در چه مناطقي از كوه‌ها، بهمن سقوط مي‌كند؟ وزن بهمن و سرعت حركت آن به چه ميزان است و بالاخره چگونه مي‌توان خود را از مسير حركت بهمن رهانيد و از مهلكه نجات يافت؟

در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟

1- شيب، يكي از عوامل بسيار مهم در سقوط بهمن است. روي شيب‌هاي خيلي تند (بيشتر از 50 درجه) چون برف قبل از انباشته شدن به طور طبيعي به پايين سرازير مي‌شود، خطر سقوط بهمن معمولاً زياد نيست. روي شيب‌هاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن معمولاً زياد نيست. تحقيقات بهمن‌شناسان فرانسوي نشان مي‌دهد كه بهمن‌هاي تخته‌اي، عمدتاً روي شيب‌هاي 30 تا 45 درجه است و بيشترين بهمن‌ها از روي شيب‌هاي 35 تا 40 درجه سقوط كرده است. كوهنوردان و اسكي‌بازان امريكايي اهميت فوق‌العاده‌اي براي عامل شيب قائل هستند. هر كوهنورد يا اسكي‌باز كوه، هميشه يك شيب‌سنج كوچك در جيب دارد تا با آن ميزان خطر ريزش بهمن را برآورد كند.

2- با تند شدن شيب، ثبات لايهفوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مي‌يابد.

3- پوشش زمين. پوشش طبيعي خاك كه ارتباط بين مانتو برفي (توده برف) و خاك را برقرار مي‌كند نيز البته نه به اندازه شيب، مهم است. زمين‌هاي صاف و صيقلي و يا بدون ستي و بلندي و شيب‌هايي كه داراي بوته‌هاي كوچك يا چمنزار و علف هستند، بهمن‌خيز است. به عكس، شب‌هاي پر سنگلاخ و به ويژه با تخته‌سنگ‌هاي بزرگ و يا درخت و درختچه و يا بوته‌هاي بزرگ- مثل گون- معمولاً برف را به خوبي نگه مي‌دارند. يكنواختي شيب بسيار خطرناك است. به همين خاطر معمولاً با خاكبرداري، لين شيب‌ها را پله‌پله مي‌كنند.

چه موقع خطر بهمن زياد مي‌شود؟

باد عامل بسيار مهمي در افزايش خطر سقوط بهمن است به ويژه اگر در چند روز گذشته به شدت وزيده باشد. باد موجب تلمبار شدن برف در برخي نقاط مي‌شود، ضخامت برف را افزايش مي‌دهد و باعث به وجود آمدن نقاب‌هاي برفي در خط‌اراس‌ها و گردنه‌ها مي‌شود. فراموش نكنيم كه عبوراز شيب‌هايي كه در بالايشان نقاب‌هاي برفي درست شده، فوق‌العاده خطرناك است.

بارش برف چون وزن اضافي بر مانتو برفي مي‌گذارد، ثبات آن را كاهش مي‌دهد. البته سقوط بهمن پس از بارش برف، بستگي به مقدار بارش، وزن مخصوص برف و شيب كوه دارد. با اين حال، به طور كلي مي‌توان گفت كه با ريزش 30 سانتيمتر برف جديد روي شيب‌هاي تند (بيش از 35 درجه) خطر جدي مي‌شود و با 80 سانتيمتر برف جديد، حتي شيب‌هاي متوسط هم خطرناك مي‌شوند.

هواي گرم و ملايم به سرعت لايه‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و در نتيجه، خطر سقوط بهمن را كاهش مي‌دهد. به عكس، اگر اين گرما نسبتاً زياد باشد، خطر را افزايش مي‌دهد، زيرا برف را به قطرات آب تبديل مي‌كند و لايه‌هاي فوقاني برف روي اين قطرات مي‌غلتند و به پايين سرازير مي‌شوند. بارش كمي باران نيز چسبندگي برف را افزايش مي‌دهد، ولي اگر بارش از حدي بگذرد، مانتو برفي ثبات خود را از دست خواهد داد.

از اواسط فروردين به بعد، در ارتفاعات 3000 متر به بالا، تابش خورشيد مانتو برفي را- به ويژه جبهه‌هاي جنوبي- بي‌ثبات مي‌كند و در بعد از ظهرها، بهمن‌هاي آبكي سرازير مي‌شود.

سرعت بهمن

سرعت بهمن برف آبكي 55 تا 70 كيلومتر در ساعت، سرعت بهمن برف خشك 110 تا 140 كيلومتر در ساعت و سرعت بهمن‌پودر 220 تا 290 كيلومتر در ساعت مي‌باشد. همچنين، نيروي فشار حاصل از بهمن مي‌تواند به 20 تن برسد.

شكل‌هاي مختلف برف

شكل برف بستگي تام به دماي محيط دارد:

از 10 تا 5 درجه زير صفر، سوزني شكل، از 5 تا 10 درجه زير صفر، استوانه‌اي، بادامي شكل.

از 10 تا 13 درجه زير صفر، پهن، بادامي شكل، از 13 تا 17 درجه زير صفر، شش گوش، از 18 تا 25 درجه زير صفر، استوانه‌اي پهن. شكل برف از اين لحاظ مهم است كه ميزان چسبندگي و قدرت اتصال مانتو برف (توده برف) را تعيين مي‌كند و در نتيجه احتمال ريزش بهمن را كاهش يا افزايش مي‌دهد.

وزن برف

شخص مدفون زير بهمن تحت فشاري است كه وزن و ارتفاع بهمن بر او وارد مي‌كند. وزن يك متر مكعب برف بستگي به مقدار آب موجود در آن دارد.

برف تازه

برف‌پودر، 30 تا 60 كيلوگرم

برف فشرده سبك، 100 تا 200 كيلوگرم

برف كهنه

برف شناور، 200 تا 300 كيلوگرم

برف خشك نشست كرده، 300 تا 400 كيلوگرم

برف آبدار نشست كرده، 400 تا 450 كيلوگرم

برف زيرين خشك، 400 تا 700 كيلوگرم

برف زيرين آبدار، 600 تا 800 كيلوگرم

با استفاده از آمار، كساني كه دچار بهمن شده‌اند، تعيين كرده‌اند كه با گذشت زمان احتمال زنده ماندن بهمن‌زده چقدر است. شخص مدفون در زير يك متر برف با گذشت زمان شانس زنده ماندنش به سرعت كاهش مي‌يابد.

به طور كلي مي‌توان گفت كه با گذشتن هر يك ساعت، شانس زنده ماندن نصف مي‌شود.

در ساعت اول، شانس زنده ماندن بهمن‌زده حدود 45 درجه است. در ساعت دوم شانس او به 28 درصد، در ساعت سوم به 18 درصد و در ساعت چهارم به 10 درصد كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر، از ساعت چهارم به بعد، تنها يك نفر از 10 نفر را مي‌توان از زير بهمن زنده خارج كرد. در ضمن اين نكته نيز قابل ذكر است كه از همان لحظات اول در اثر ضربه و فشار بهمن و اصابت به صخره و سقوط از بلندي و از اين قبيل صدمات، جان خود را از دست مي‌دهند.

بهمن‌زده هر قدر در عمق كمتري مدفون شده باشد، شانس بيشتري براي زنده ماندن دادر. به همين خاطر است كه توصيه مي‌كنند با شنا يا پرش كردن، سعي كنيم روي سطح بهمن باقي بمانيم. همان طور كه نمودار نشان مي‌دهد، در عمق كمتر از 50 سانتيمتر، شانس زنده ماندن به كمتر از 10 درصد مي‌رسد

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 0:51 | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 0:47 | لینک ثابت |
آموزش در هر ورزشی سبب ا رتقاء سطح کیفیت شده ، آسیب ها و از دست دادن زمان را به حدّ اقل میرساند ، و باعث می گردد  زودتر به نتیجه مطلوب برسیم  ،   سلامتی خود را برای مدت طولانی حفظ نمائیم، از انجام حرکات اضافی بپرهیزیم ، ازکمترین وقت استفاده بیشتری بکنیم ، بورزش علا قه مند شده ودر آن تداوم داشته باشیم ،  دیگران را نیز بورزش تشویق نمائیم  ،   سا لم وتندرست و شاداب وسرزنده باشیم ، احساس پیری وفرسودگی نکنیم  وچون شاداب خواهیم شد  ، در همه کارها  از جمله در کارهای اقتصادی موّفق،  برخورد صحیح با مردم ، متواضع و افتاده  سر بلند  و پیروز باشیم .      

ورزش کوهپیمایی وکوهنوردی نیز جدا ازمساله فوق نیست و بلکه چون این ورزش ،   ورزشی است دسته جمعی و گروهی و همیشه جوانمردی ، فتوّت ، ایثار و از خود گذشتگی از شاخصه های اصلی این ورزش محسوب میشود رعایت مساله ذکر شده ، یعنی   داشتن آموزش صحیح وکامل از ضرورّیات و واجبات این ورزش است  زیرا  کوهپیمایی وکوهنوردی نه تنها یک ورزش است ،بلکه   زندگی کردن است ، در شرایط سخت و دشوار، یاد گرفت مقاومت است در برابر نا ملایمات ، پایداری است در برابر کمبود ها ، تداوم زنده بودن است درزمان بروز مصائب ،ایستادگی است در سربالایی ها ، خویشتنداری وعنان از دست ندادن است در سرازیریها (پس سر بالایی دارد و سرازیری ،صعود دارد وسقوط )  ، شکر خدا بجا آوردن است در وفور نعمت ، احساس نزدیکی کردن بخدا است در تاریکی شبهای کوهستان ، رفاقت و دوستی است   راستی دوستی با چه کسی ؟  مرحبا بر شما حدس شما درست بود : دوستی با خدا وخلق خدا ، دوستی با خالق طبیعت و خود طبیعت ، دوستی با موجودات ریز و درشت ، دوستی با صخره های سترگ وپیل افکن (اگر توانستی در کنار صخره ها دمی بیاسایی و بقصّه های آنها گوش فرا دهی کوهنوردی ) ، دوستی با یخچال های سرد بخیال عوام مرده  و بالاخره دوستی با قله های همیشه سرافراز ومرد ستیز .

راستی اگر دوستی را از کوهنوردی جدا سازیم  ؟ چیزی از آن جز تفاله بدرد نخور باقی میماند ؟  حتمّأ شما نیز کوهنوردانی را دیده اید   که کوهنوردی را  بدون در نظر گرفتن اصول دوستی تعریف کرده وبه این ورزش ادامه میدهند ! افرادی خود بین  ،  مغرور و متکبر ،  مردم ستیز و خود بین  ، مردم گریز و لجوج  ،  و در عین حال در مقابل نا ملایمات  ضعیف ، آسیب پذیر و شکننده  ،  در مقابل مشگلات ترسو و خائف  ،  که ذلالی آب چشمه ها کدورت قلب آنها را پاک نمی کند  ،  گرمای سوزان آتشفشانها قلب یخزده آنها را آب نمی کند  ، صدای موسیقی آبشار گوش آنهارا نوازش نمی دهد ،  قطره قطره آب یخچالها آنها را بیاد اشگ یتیمان که شب رابا شکم گرسنه به صبح می رسانند   نمی اندازد ،  شبنم گلها در بامدادان  دامنه   کوهستان آنها رابیاد گل عذاران گل چهره نمی اندازد  پس آنها  کوهنورد نیستند و نمی شوند.      

برای پای نهادن باین وادی باید نه تنها دیدگان را بلکه دلها را شست  ، پاکی و  بی کینه بودن ،  صاف و ضلال چون چشمه بودن  از شرایط ورود به کوهنوردی است ،زیرا کوهنورد بدیدار مظاهر طبیعت میرود    بدیدار گل و بلبل  و چشمه ساران و کوهساران  ،  نه تنها بدیدار قدرت لا یزال خدا  بلکه بدیدار خود خدا میرود  بلی بدیدار خدا میرود  .  پس باید پلیدیها  و زشتیها را از خود دور کند  . 

برخلاف سایر ورزشها   یک کوهنورد باید به مجموعه ای از دانشها وعلوم وفنون مجهّز گردد تا بتواند هم از روزهای تعطیلی خود استفاده بهینه نموده وهم بتواندضمن داشتن روحیه انسانی والا وامید بزندگی بالا ،  تنی سالم و بدنی نیرومند  در مقابل انواع بیماری ها را دارا باشد  

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 0:39 | لینک ثابت |

اصول اساسی در یادگیری :

فکر می کنم مهمترین چیز داشتن دوستانی برای تمرین است . کیفیت از کمیت مهمتره و داشتن هدف و یافتن تناسب صحیح میان تمرین و صعود. همه اینها به زمان آزاد و اهداف شما وابسته است.البته تمرین و یادگیری بر اساس توان شما انجام می شود . در صورتی که بطور طبیعی گرایش به صرف نیروی بیشتری دارید باید استقامتی بیشتر کار کنید.


جنبه های ذهنی سنگ نوردی :

Relaxtioan(تمدد اعصاب - شل کردن عضلات - آرامش یا هر چیزی که شما به آن می گویید) ، واقع گرایی (acceptance) و داشتن فکر باز - خلاقیت - همگی کلید های ذهنی هستند.اول از همه اینکه تا فکر شما آزاد نباشد نهایت کارایی بدست نخواهد آمد و برای حفظ این حالت باید شخص هنگام بروز مشکل بسادگی آن را قبول کند و تصمیم به حل آن بگیرد.
اگر من نتوانم یک حرکت انجام دهم صرفا فکر می کنم که یک مرحله را صحیح نفهمیدم یا درک نکردم ، بجای تلاشهای پی در پی روی همان مرحله یا منصرف شدن از تمرین ، تلاش می کنم تا آن حرکت را حتی با 20 - 30 روش دیگر انجام دهم با انجام حرکات زیرکانه ، ترفند ، تغییر فرم بدن و محل قرار گرفتن پا تا زمانی که موفق شوم.

این چیزیه که به آن می گویم فکر باز - خلاقیت -

اساس تکنیک سنگ نوردی :

این موضوع متکی به داشتن یک حس زیرکانه از سطح هوشیاری بدن است ! تجربه نقش مهمی داره ، اما تمرکز روی هدف مهمتره.وقتی شروع به سنگ نوردی نمودم هدف من چنگ زدن به گیره های دست بصورت polarized بود و به محل قرار گیری دست و پایم توجه نمی کافی نمی کردم..
پس از مدتی شروع کردم به درک بهتر اینکه چگونه می توانم از نیرویم روی گیره هایی با شکل مشخص استفاده کنم.پس از سالها تمرین فهمیدمم که کشش و رهاسازی همزمان برای اینکه بدن یک حرکت کنترل شده روی یک گیره با زوایای 45 ، 90 ، 180 و زوایای دیگر در این میان انجام دهد ، لازم است.

از دیگر حرکات ارزشمند من که باید به آن اشاره کنم این است که در ذهنم موقعتی رو فرض می کنم با بی نهایت گیره و جای پا و گرفتن موقعیت صحیح بدنم در آن گیره های زیاد.

مهم ترین حرکتها :

انجام چند مرحله ای ، تنظیم موقعیت بدن برای نهایت زبر دستی ، استفاده از کلی گیره کمکی ، قرار گرفتن در موقعیتهای قدرتی مثل قبل از حرکات دینامیک یا استراحت - من زیاد استراحت می کنم - و چرخش پا و لگن برای دستیابی به نهایت کشش و نتیجه .

باید اشاره کنم که تمرکز یک اصل مهم برای اجرای دقیق بیشتر حرکات است ، اگر نه برای همه اما برای این حرکات.
برای مثال وقتی در موقعیت استراحت هستید آن را صحیح انجام دهید طوری که انگار به آن محل چسبیده اید.. خود باوری یک کلید مهم است چرا که اگر فکر کنید برای یک حرکت خاص کوتاه هستید و توانایی اجرای آن را ندارید مسلما نخواهید توانست آن را انجام دهید.

اهمیت بیش از حد به قدرت و استقامت :

بعضی ها به صرف نیرو بیش از حد اهمیت می دهند و فکر می کنند این راهیست به سوی بهتر شدن اما در حقیقت چیزهای دیگری وجود داره که بهتره به آنها نیز پرداخت مانند تکنیک ، کنترل ذهن ، انعطاف پذیری و ...
مسلما هر کسی می تواند نیروی زیادی از خود بروز دهد اما اختصاص تمرین فقط به قدرت بدنی قعا مناسب نیست

قدرت بدنی بیشتر برای تمرکز مناسب است :

دوباره تمرکز!
سعی می کنم خلاق باشم و از فکرم استفاده کنم و تجسم مثبتی نسبت به حل مشکل و مبارزه داشته باشم.

برنامه غذايى :

من نسبت به غذا و مقدار آن اهمیت می دهم . به غذاهای تازه و طبیعی علاقه دارم و بیشتر خودم غذا می پزم چرا که کاملا می دونم چی می خورم و از غذاهای کم کالری یا بی فایده ای مثل الکل یا قندو شکر اجتناب می کنم.تقریبا غذاهای رایج ، اما اگر می خواهید متناسب یا لاغر بمانید باید نسبت به این موضوع حساس باشید.

فعالیت مقدماتی ایروبیک :

فعالیت مقدماتی ایروبیک من دویدن است. رابطه مستمقیمی با سنگ نوردی ندارد اما برای فیتنس - تناسب اندام - مناسبه و وزنم را با این روش پایین نگه می دارم .کمی بدن سازی می کنم تا استقامت کلی و نیروی بدنم را حفظ کنم و اینکه شانه هایم به قدری کافی محکم باشند تا جابجا نشوند و مقدار زیادی تمرینات کششی.
از تمرینات ژیمناستیک همیشه استفاده می کنم - مثل بالانش روی دست و تمرین روی میله - این تمرینات به حفظ تعادل شما در سنگ نوردی کمک زیادی می کنه. ژیمناستیک یک ورزش خوب برای نگهداری شراط بدنی سنگ نوردان است.

قابلیت طبیعی بانوان :

خیلی از بانوانی که به آنها آموزش داده ام تعادل بهتری نسبت به آقایان دارند. شاید به فیزیلوژی بدن و پایین بودن مرکز ثقل مربوط باشه ؛ نمی دونم. فکر می کنم با توجه کردن به خود موضوع تعادل بهتر می شود تا با استناد به قدرت و اعکاس حالتی غیر فعال است! با بالانسینگ از سنگ بالا بروید تا اینکه به آن حمله کنید. مردم سنگ نوردی رو نوعی فعالیت تهاجمی می دانند.

دو ده فعالیت سخت :

معتقدم که بسشتر ذهنی است . توانایی حفظ انرژی بطور روزانه و سالانه نوعی مبارزه است. همیشه آدم کنجکاوی بوده ام و این کنجکاوی باعث یادگیری چیزهای بزرگی در من بوده است.

 

منبع: سایت ایران کوه 

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 0:8 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 17:18 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 17:11 | لینک ثابت |

بازگشت آقای احسان جباری از فرانسه و اخذ مدرک GHM را به

 

وی و گروه سامان تبریک گفته و گرامی میداریم.

 

روابط عمومی گروه کوهنوردی خدایاری استان همدان

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 13:25 | لینک ثابت |

مهندس محمود شعاعی ، رئیس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ، صبح روز پنج شنبه ۲۷ دی ماه جاری ، میهمان برنامه تلویزیونی « صبح بخیر ایران » است .

برنامه « صبح بخیر ایران »  هر روز از ساعت ۶ الی ۸ صبح به صورت زنده از شبکه یک سیما پخش می شود .

 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 13:10 | لینک ثابت |

تا به حال دیواره علم کوه را هیچ خانم همدانی صعود نکرده بود . با این حال خانم ها افسانه کاظمی و طیبه توکلی تلاش هایی بر روی دیواره داشته اند که هیچ کدام منجر به صعود کامل دیواره نگردید .

مرداد ماه امسال تیمی از همدان به همراهی خانم رضوان سلماسی به قصد صعود به دیواره علم کوه به منطقه رودبارک عزیمت کرد . تیم روز چهارشنبه 18 مرداد در رودبارک مستقر شد . قرار بود فردای آن روز تلاش بر روی دیواره آغاز شود که به علت فوت آقای اصغر مهر پویا – کوهنورد همدانی – بر روی دیواره ، تیم به منظور احترام به ایشان و همکاری و همدردی با تیم مرحوم مهر پویا از اجرای برنامه منصرف گردید و به همدان بازگشت .

برنامه بعدی در اوایل شهریور ماه تنظیم شد و برای بار دوم تیمی از همدان به قصد صعود دیواره عزیمت مجوز . چهارشنیه 1 شهریور تیم در رودبارک مستقر شد. به علت کمبود وقت اعضای گروه موفق به گرفتن نامه برای اقامت خانم سلماسی در قرارگاه فدراسیون نشده بودند ، بنابراین مسولین قرارگاه نیز از ورود ایشان به داخل ممانعت کردند ؛ که انتظار می رفت مسئولین رفتار مناسب تری را در برابر اعضای تیم ملی از خود نشان دهند . به همین خاطر تیم مجبور به اقامت در خارج از قرارگاه شد . صبح روز دوم شهریور ، تیم در منطقه علم چال مستقر گردید . شب برف مختصری بر زمین نشست . جمعه سوم شهریور دو نفر از اعضای تیم به منظور آمادگی بر روی گرده آلمان ها تا نزدیک سنگ سماور صعود کردند . باز هم شب هوا گرفته و مقداری برف می بارد . با این حال برنامه صعود برای فردا – در صورت عدم بارش- قطعی می شود .

شنبه چهارم شهریور ،  تیم دیواره شامل آقایان ، ایرج جباری و احسان جباری ( سرپرست و مسئول کمیته فنی گروه کوهنوردی سامان ) به همراه خانم رضوان سلماسی عازم دیواره شدند . صعود از ساعت 7 صبح تا ساعت 40/5 برروی مسیر هاری رس به طول انجامید و اولین بانوی همدانی دیواره علم کوه را در مدت ۱۰ ساعت و ۲۰ دقیقه صعود کرد .

و این افتخاری است برای پیشکسوتان کوهنوردی ، مردان و زنان کوهنورد استان همدان و هم چنین جامعه کوهنوردی کشور که علیرغم بسیاری مشکلات هر روزه در اعتلای این ورزش مهجور از جان و دل می کوشند .

به امید موفقیت روزافزون برای خانم سلماسی و دیگر بانوان کوهنورد این مرز و بوم .

 

 

 

 

آقای احسان جباری

 

 

 

 

 

آقای ایرج جباری

 

 

 البته این مطلب مربوط به سال ۱۳۸۵ می باشد.

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 13:7 | لینک ثابت |

 جدیدترین اخبار اعزام آقای احسان جباری دبیر کمیته فنی گروه کوهنوردی سامان به همراه  تیم اعزامی ایران به کلاس آموزشی پیشرفته درای تولینگ در فرانسه

نفرات تیم اعزامی ایران که جهت دوره آموزشی پیشرفته صعود های دیواره بلند و کارهای ترکیبی از جمله درای تولینگ به کشور فرانسه اعزام شده بودنند در پنج روز اول کار گزارش برنامه کلاسهایشان از قرار زیر است :

روز اول رسیدن به مقصد و استقرار
روز دوم تشریح کامل کلاسها و برنامه ها
روز سوم کلاسهای یخ نوردی و صعود دیواره یخی و آبشار یخی
روز چهارم اسکی در منطقه کوهستانی
روز پنجم شرکت در فستیوال یخ نوردی kong و ملاقات با تونی لامیشه یکی از برترین سنگنوردان جهان


نفرات اعزامی به فرانسه به ترتیب انتخابی عبارتند از :

1 - جناب آقای کیوان بصیـری نیـا
2 - جناب آقای کـاووسی
3 - جناب آقای احسـان جبـاری
4 - جناب آقای افشیـن یـوسـفی
5 - جناب آقای حسیـن بـلـند اخـتر 
 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 12:59 | لینک ثابت |

  صبح روز جمعه ۲۱ ژانویه ۲۰۰۸ (۲۱ دی ماه ۱۳۸۶) سِر ادموند هیلاری (Sir Edmund Hillary)، کوهنورد اهل زلاندنو، اولین کسی که اورست، بلندترین قله جهان را فتح کرد، در سن 88 سالگی در بیمارستان شهر اوکلند درگذشت.
  وی در 29 مه 1953 ساعت 11:30 به وقت محلی همراه با و تنزینگ نورگی (Tenzing Norgay)، راهنمای نپالی، از جبهه شمالی به قله 8850 متری اورست صعود کرد و توانستند 15 دقیقه روی قله اقامت کنند. او از آن زمان به بعد زندگی اش را وقف کمک به راهنماهای (شرپا) ناحیه کومبوی نپال کرد. وی در سال 2003 شهروند افتخاری نپال شد. بنابه گزارش ها وضع سلامتی سِر ادموند از ماه آوریل یعنی از زمانی که هنگام بازدید از نپال زمین خورد، رو به وخامت نهاد.

     


  سِر ادموند در 19 ژوئیه 1919 در اوکلند به دنیا آمد و در جریان جنگ جهانی دوم خلبان نیروی هوایی بود. وی پیش از روی آوردن به کوهنوردی به پرورش زنبور عسل می پرداخت. او همچنین در دهه 1980 سفیر زلاندنو در هند بود. هیلاری در ۱۶ جولای ۱۹۵۳ از ملکه الیزابت دوم عنوان شوالیه (Sir) گرفت.
  هلن کلارک، نخست وزیر زلاندنو، هنگام اعلام این خبر در روز جمعه ادموند را "چهره ای حماسی" خواند "که نه فقط اورست را فتح کرد بلکه تمام زندگی اش با عزم، تواضع و کرامت گذشت." او این کاشف را چهره ای حماسی توصیف کرد و گفت همه مردم این کشور عمیقا از مرگ او متاثر هستند.

نکات خواندنی:

  • قله اورست به نام سر جرج اورست (Sir George Everest) کاشف انگلیسی که برای اولین بار نقشه تفصیلی شبه قاره هند و رشته کوه هیمالیا را تهیه کرده، نامگذاری شده است.
  • پیش از فتح اورست توسط هیلاری، جرج مالوری و آندرو اروین  (George Mallory and Andrew "Sandy" Irvine) در سال 1924 تلاش ناموفقی برای فتح اورست داشتند که در این راه ناپدید شدند. هیلاری و نورگی در بازگشت از قله اورست تلاش کردند اثری از آن دو بیابند که موفق نشدند
  • هنگام اولین فتح اورست، تنزینگ نورگی شرپای همراه ادموند هیلاری بنا به رسم بودائی مقداری شیرینی و بیسکویت به عنوان پیشکش به خدایان دفن کرد. آنان پرچمهای بریتانیا، نپال، سازمان ملل و هند را نیز در قله به اهتزاز درآوردند.
  • در این صعود جان هانت (John Hunt) انگلیسی نیز همراه آنان بود که موفق به فتح قله نشد.
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 12:11 | لینک ثابت |


تغيير در الگوي لرزه خيزي خروج گاز و بخار و همچنين تغيير در شيب دامنه نشانه هاي اصلي احتمال رويداد آتشفشان به شمار مي آيند كه در مورد دماوند بيشتر اين نشانه ها توسط كارشناسان سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور و ساير مراكز پژوهشي كشور مشاهده شده است.
به گزارش اندیشمندان، مهندس فرهاد انصاري مدير زمين شناسي مهندسي و زيست محيطي سازمان زمين شناسي گفت: دماوند آتشفشاني «خفته» و نه «خاموش» است و نبايد نشانه هايي را كه در آن مشاهده مي شود فراموش كرد و نسبت به آنها بي توجه بود.
وي درباره نشانه هاي بروز پديده آتشفشان در چنين قله هايي يادآور شد: افزايش لرزه خيزي يا به طور كلي و تغيير الگوي لرزه خيزي منطقه خروج گازهاي آتشفشاني و همچنين تغيير در شيب دامنه كوه هاي آتشفشان اصلي ترين نشانه هاي احتمال رويداد آتشفشان هستند كه در مورد دماوند دو مورد اوليه از ابتداي سال 85 به وضوح ديده شده و با توجه به گزارش هاي اخير كارشناسان مبني بر افزايش رويداد زمين لغزه در منطقه احتمال تغيير در شيب دامنه هاي قله دماوند نيز وجود دارد.
انصاري با بيان اينكه بروز سه نشانه ياد شده مي تواند نشانه اي از حركت مايع مذاب (ماگما) از بخش هاي پائين زمين به سمت بالا باشد خاطر نشان كرد: به سبب وجود فشار بسيار زياد در ژرفاي زمين حركت ماگما به سوي دهانه آتشفشان با خروج حجم زيادي از بخار و گازهاي مختلف و همچنين ترك خوردن و متورم شدن پوسته زمين و در نهايت تغيير در شيب دامنه كوه آتشفشان همراه است كه به صورت رويداد زمينلرزه و تغيير شيب دامنه ديده مي شود.
وي با بيان اينكه ممكن است چنين تغييراتي نشان دهنده رويداد آتشفشان در آينده نزديك نباشند افزود: رفتارسنجي و بررسي ويژگي هاي دماوند و ساير آتشفشان هاي مشهور ايران كه همگي از آتشفشان هاي جوان جهان به شمار مي آيند با هدف شناخت رفتار طبيعي آنها اين امكان را فراهم مي كند كه در صورت پيدا شدن رفتار ناهنجار و غير طبيعي در آينده چنين تغيير رفتاري شناسايي شده و در تصميم گيري مورد استفاده قرار گيرد.

منبع : سایت کوه بان

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 11:24 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 11:16 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 11:15 | لینک ثابت |

۱-  برنامه ريزي براي اجراي برنامه هاي کوهپيمائي

- هر نفر بايد فهرست مكتوب وسايل را داشته باشد . بر اساس آن وسايل خودش را براي هر برنامه كنترل نمايد تا دربرنامه چيزي كم نياورد. تكيه به حافظه معمولأ پاسخگو نيست.

- داشتن فنون سنگنوردي در حد كلاس كارآموزي واجب است.

- چه وقت حركت كنيم ؟

   - مخصوصأدرزمستانها : صبح زودبايد حركت كرد چون روز كوتاه است و استفاده از روشنايي اواخر روز براي چادرزدن ضروري است.

   -  توجه به نوع برنامه (زمستاني يا تابستاني بودن برنامه ).

   - نبايد در تاريكي به نقاط مشكل برخورد كنيم و در هواي بد نبايد حركت خود را آغاز كنيم بلكه بايد منتظر هواي خوب بمانيم.

- در برخورد با هواي بد چه كنيم؟

      همواره مسير بازگشت را در نظر داشته باشيم و اگر هواي بد زود گذر است (مثلأ در بهار ) آرام بگيريم تا بگذرد و اگر مداوم و طولاني است (مثلأ در زمستان ) بر دستيابي به هدف اصرار نكنيم.

- با ارتفاع زدگي  چه كنيم؟

   -  در صورت بروز ناراحتي خيلي سريع ارتفاع نگيريم و در صورت تشديد ناراحتي ارتفاع را كم كنيم.

   -  در برنامه هاي بلند به بالاتر صعودكنيم و در پائين تر شب ماني هم هوايي كنيم (هم هوايي انطباق بدن با كاهش فشار هوا و كاهش مقدار اكسيژن است ).

   -  به هنگام سردردهاي جزئي از مسكن هاي مناسب استفاده كنيم.

- مسائل سرپرستي

        ايجاد هماهنگي , تقسيم كار و كنترل انجام وظايف.

۲-  کوله پشتي و طريقه چيدن آن

 وزن كوله پشتي نبايد از وزن بدن كوهنورد بيشتر باشد زيرا به زانو و ستون مهره ها آسيب مي رساند معمولا اجسام سنگين تر را اول داخل كوله پشتي گذارده و وسايل سبك تر را روي آن قرار مي دهند كوله پشتي نبايد لق بزند ويا به اصطلاح شكم دهد مواد غذائي يا آبدار بايد در كيسه پلاستيكي جداگانه بسته بندي شده ودر كوله پشتي قرار گيرد اجسام نوك تيز يا سنگين بايد طوري چيده شوند كه به پشت يا كتف تماس نداشته باشد.

 در ميان وسايل کوهنوردي پس از کفش مهمترين وسيله کوله پشتي مي باشد ؛ چون تمام وسايل مورد نياز کوهنورد براي صع ود و فرود و شب خوابي در درون آن قرار مي گيرد . کوله ها از زمان قديم تاکنون دستخوش تغييرات فراواني شده اند ؛ بطوريکه امروزه اگر براي اولين بار براي خريد کوله به يک فروشگاه وسايل کوه برويد شايد از ديدن سايزها و رنگها و اشکال مختلف آنها سرتان گيج رود ! بنابراين لازم است با مشورت يک فرد خبره و باتوجه به نيازتان کوله اي مناسب اختيار کنيد تا هميشه و در همه حال بهترين همدم شما باشد چون اگر شکل و اندازه کوله مناسب بدن و برنامه شما نباشد ممکن است بر اثر فشارهاي وارده بر شانه و ستون مهره ها براي هميشه از کوله و کوهنوردي و حتي از زندگي سير شويد
برخي از کوله هاي قديمي که امروزه نيز گاها استفاده مي شوند داراي يک زين فلزي در خارج از کوله هستند که با پشت فرد در تماس است و چون بار را به تناسب بين شانه و پشت و کفل تقسيم مي کند براي بارکشي هاي سنگين
و حتي در موارد اظطراري براي حمل مجروح مناسب است . اشکال اين کوله ها وزن بيشتر و ارتفاع و پهناي زياد است . چون در مسيرهاي تنگ يا داراي شاخه هاي درخت و يا سنگنوردي بايد از کوله هاي باريکي استفاده کرد که عرض آن بيشتر از بدن نباشد . کوله هاي قديمي داراي جيب هايي نيز در پشت و طرفين هستند که مي توانيد وسايل ضروري و دم دست را در آنها قرار دهيد . ولي کوله هاي جديدتر که بيشتر براي برنامه هاي فني و يا زمستاني بکار مي روند بجاي جيب هاي بيروني داراي يک جيب بزرگ در روي سر کوله هستند و بعضا نيز در بخش انتهايي کوله محفظه اي را جداکرده اند که داراي زيپ است و مي توان براي وسايل ضروري و يا کيسه خواب از آن استفاده کرد ؛ در دوطرف و پشت کوله نيز بندهايي براي بستن وسايلي مانند فوم / زير انداز و کلنگ و باتوم و کرامپون و ... تعبيه شده است
جنس کوله ها معمولا صد درصد ضد آب است که در انواع جديد از پارچه هاي گورتکس که سبکتر نيز هستند استفاده
مي شود . رنگ کوله نيز مانند لباسها بايد بشکلي باشد که متضاد با محيط برنامه موردنظر شما باشد تا از دور کاملا به چشم بيايد که اين مسئله در صورت گم شدن و يا مجروح و زمينگير شدن به جستجوگران کمک زيادي مي نمايد . بنابراين کوله ها معمولا به رنگ هاي قرمز و زرد و آبي ساخته مي شوند . نوعي از کوله ها که به رنگ سبز و يا پلنگي هستند مخصوص شکارچيان و يا سربازان است که مي خواهند در استتار باشند
اندازه کوله ها را برحسب فضاي داخل آن و با واحد ليتر اندازه گيري مي نمايند که معمولا از 30 تا 100 ليتر متفاوت است . کوله هاي 30 ليتري براي برنامه هاي يک روزه بدون وسايل خواب و يا دوچرخه سواري مناسب هستند که البته نوع مخصوص دوچرخه آن داراي بندک نبوده و در آن نيز با يک زيپ بزرگ نيم دايره باز مي شود . هميشه کوله اي را انتخاب کنيد که پس از قرار گرفتن تمام وسايل ديگر فضايي خالي نداشته باشد تا شکيل و خوش فرم به پشتتان
بنشيند . اگر کوله بزرگتر باشد از فرم خارج شده و با لنگر انداختن موجب خستگي و آزار شما ميشود و اگر کوچکتر هم باشد که مجبوريد مقدار زيادي از وسايل را به دور کوله آويزان کنيد و يا در دست بگيريد
نوعي کوله نيز طراحي شده است که مخصوص حمل کودک است و علاوه بر جاي مخصوص نشستن کوک که در حمايت هم باشد و سقوط نکند داراي تعدادي جيب نيز براي وسايل ضروري است ، امروزه کوله هاي مخصوصي نيز براي نوجوانان و بانوان ساخته مي شود که متناسب با فيزيک بدني آنهاست
بخشي از کوله که با پشت فرد در تماس است شايد مهمترين بخش باشد که بايد مانع از چسبيدن کوله به پشت و عرق کردن شود
کوله ها معمولا بند بزرگي در قسمت پايين دارند که بدور کمر پيچيده مي شود و در حفظ تعادل موثر است . برخي نيز
داراي بندکي مشابه و در جلوي سينه هستند که تعادل بالاي کوله را حفظ مي کند ولي موقع صعود که تنفس و حرکت سينه زياد و سريع است بهتر است که بسته نشود و فقط موقع پايين آمدن آنرا ببنديد
کوله هاي باريک و لوله اي شکلي با جنس ضخيم نيز براي غارنوردي و آبشارنوردي ( دره نوردي ) ساخته شده اند که مناسب مسيرهاي تنگ و خيس و خشن است
موقع چيدن كوله وسايل سخت و فلزي را در تماس با بدنه كوله قرار ندهيد كه اگر در پشتتان باشد باعث آزار و اگر در اطراف باشد بر اثر كشيده شدن كوله به در و ديوار باعث پارگي كوله مي شود . وسايل را طوري بچينيد كه سنگين تر ها در نزديك پشت و بالاي كوله باشند و همچنين وسايل را به ترتيب استفاده داخل كوله قرار دهيد . در يك كلام كوله چيني خود يك هنر است كه با تمرين در شرايط مختلف روز و شب و هواي سرد و گرم و با دستكش هاي كلفت و ...
بدست مي آيد . جاي وسايل را كاملا بخاطر داشته باشيد تا با چشم بسته هم بتوانيد وسيله مورد نظر را بيابيد ! مواد سوختي را در ظروف با در محكم و چند لايه پلاستيك قرار دهيد تا نشت آن باعث خرابي كوله و لباس و غذاها نشود
توصيه : در خريد کوله و همه وسايل کوهنوردي چون با آسايش و حتي جان شما سروکار دارد به قيمت فکر نکنيد و بيشتر به کيفيت و دوام و راحتي و وزن کم آن بها دهيد ؛ همچنين وسايل خود را تخصصي نماييد و بدنبال کوله اي براي همه برنامه ها و يا کفشي براي همه فصول نباشيد
کلام آخر هم اين که بقول معروف بايد چند تا کوله را کهنه و يا پاره کنيد تا بتوانيد کوله مناسب خود را پيدا کنيد

 

 

۳- کفش کوهنوردي

از قديم معروف بوده است که پا قلب دوم انسان و مخصوصا کوهنوردان است . بنابراين کفش که محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاک کوهنوردي به شمار مي رود . کفش هاي قديم از چرم ساخته مي شد که بنا به شرايط مورد استفاده ضخامت و تعداد لايه هاي چرم متفاوت بود . يکي از اشکالات کفش هاي چرمي زمستاني وزن بالاي آنها بود که با اختراع لايه ها و پارچه هاي جديد با عناوين گورتکس - سيمپاتکس و تينسوليت تا حدي اين نقيصه جبران گرديده است . لايه گورتکس که در انواع پوشاک زمستاني کوهنوردي نيز بکار مي رود داراي خاصيت يک طرفه بودن است ؛ يعني تنها از يک طرف کاملا ضد آب و باد است و در نتيجه از داخل بخار و گرماي ناشي از تعرق و فعاليت را بخارج مي فرستد و از خيس شدن پوشاک زير و سرمازدگي جلوگيري مي کند . لايه سيمپاتکس نيز مانند گورتکس ضد آب و ضد باد و داراي قابليت تنفسي است . لايه تينسوليت نيز گرمازا بوده و در کفش هاي زمستاني و سنگين بکار مي رود . زيره کفش کوهنوردي نيز از لايه هاي مخصوصي ساخته مي شود که معروف ترين آن ويبرام ايتاليا است . همچنين اخيرا لايه اي شوک گير نيز ساخته شده که فشار ضربه هاي وارده به کف پا را کاسته و پا ديرتر خسته مي شود و در سرازيري زانوها کمتر آسيب مي بيند
با توجه به پيشرفت هايي که در زمينه ساخت کفش هاي کوهنوردي بدست آمده و به برخي از آنها در بالا اشاره شد ؛ امروزه براي هر نوع برنامه کوهنوردي و براي هر فصل و منطقه کفش خاصي ساخته شده و مورد استفاده قرار مي گيرد و ديگر عنوان کفش هاي چهار فصل يا همه کاره دور از ذهن مي باشد . به عنوان مثال در کفش هاي مخصوص سنگنوردي نوع کفش براي مرد و زن و همچنين بسته به جنس و نوع سنگ متفاوت مي باشد
بطور کل مي توان کفش ها را به 6 دسته بزرگ به شرح زير تقسيم کرد
کفش صعودهاي هيماليايي يا اكسبد يشن
كه سه پوش و يا دو پوش هستند . نوع دوپوش از يک کفش کوچک و تنك  مثل کفش رشته کشتي که بجاي بند داراي چسبک است تشکيل مي شود و اين کفش درون کفش اصلي که بزرگتر است قرار مي گيرد . مي توان شب در داخل چادر و کيسه خواب کفش بيروني را از پا درآورد و از پوش داخلي به عنوان جوراب و يا کفش داخل چادر استفاده کرد . در نوع سه پوش علاوه بر اين دو کفش يک لايه گتر بلند نيز بر روي کفش قرار مي گيرد که به دور کفش دوخته شده و تمام رويه و اطراف کفش را در بر مي گيرد . پوش دوم کفش يا از جنس چرم است و يا از جنس فايبر گلاس که نوع اخير شبيه کفش هاي اسکي است
 
كفش كوهنوري سنگين يا هاي مونتين
در صعود هاي بلند زمستاني مانند ارتفاعات ايران بکار مي روند و داراي يک يا چند لايه فوق الذکر مي باشند و قابليت نصب کرامپون را هم دارند
 كفش كوهنوردي  يا کفش نيمه سنگين
که براي سه فصل اول سال مورد استفاده قرار مي گيرد
 
كفش كوهپيمايي يا تركينك
کفش هايي سبک است و براي صعود هاي يک روزه يا چند روزه سبک و کم ارتفاع بکار مي رود
 
كفش راه پيمايي يا واكينك
براي مسير هاي ساده و کفي استفاده مي شود . شبيه کفش هاي معمولي ورزشي و يا اسپرتکس هاي معروف مي باشند
 
كفش سنگنوردي  يا کتان سنگ
جهت صعود هاي داخل سالن و يا سنگنوردي طبيعي بکار مي رود 
 

نکات
 بعد از هر برنامه کفش را کاملا تميز کرده و داخل آن را با روزنامه پر کنيد تا هم رطوبت آن گرفته شود و هم حالت و فرم خود را حفظ کند
 هيچگاه کفش خيس را براي خشك شدن در برابر حرارت مستقيم مثل آفتاب و آتش  قرار ندهيد
 اول فصل زمستان کفش چرمي را کاملا با پيه شتر و يا گوسفند چرب کنيد و محل دوخت ها را نيز با موم عسل بپوشانيد تا آب وارد کفش نشود
 هنگام شب خوابي در برنامه زمستاني کفش ها را با روزنامه پر کرده و داخل يک کيسه نايلني قرار داده و در انتهاي کيسه خواب قرار دهبد تا يخ نزند . در غير اينصورت صبح روز بعد به پا کردن کفشي مانند آهن غير ممکن است۰

۴- کيسه خواب

کيسه خواب نيز از وسايل ضروري يک کوهنورد است که بيشتر در برنامه هاي چند روزه که احتياج به شب ماني در کوه دارد استفاده مي شود . خواب يکي از ضروريات انسان مخصوصا براي تجديد قوا مي باشد . بنابراين کيسه خواب راحت و نرم و گرم از اهميت بالايي برخوردار است
کيسه خوابها به دو نوع پر و الياف تقسيم بندي مي شوند . کيسه خوابهاي پر که حاوي پر قو هستند از قديم بسيار مورد توجه بوده اند . تنها نقيصه کيسه خواب پر اينست که اگر خيس شود خشک شدن آن به زمان زيادي نياز دارد و خيس شدن در زمستان نيز برابر با يخ زدگي و يا مرگ است ! براي رفع اين نقيصه الياف جديدي به شکل لوله هاي تو خالي ساخته شده و در ساخت کيسه خوابهاي جديد و حرفه اي از آنها استفاده مي شود . اين الياف با وجود سبکي از حجم بالايي برخوردارند که بسته بندي در کوله را کمي مشکل مي سازد . البته اين نقيصه نيز در الياف جديد به نام ترمو لايت برطرف شده است

چون كيسه خواب پر هنوز طرفداران زيادي دارد كمي درباره آن بيشتر توضيح مي دهيم . ميزان پر موجود در كيسه خواب بصورت درصد كرك و ساقه پر بيان مي شود . مثلا پر 60/40 يعني 40 درصد آن ساقه و 60 درصد آن كرك پر است . بدين ترتيب كيسه خوابهاي 70/30 و 80/20 و 90/10 و 95/5 نيز موجود است . كه اين نوع آخر بسيار حرفه اي و مخصوص صعودهاي بلند مي باشد . لازم بذكر است كه هرچه درصد كرك پر بيشتر باشد كيسه خواب گرمتر و سبك تر است
دماي مطلوب كيسه خوابها نيز با سه دماي حداقل و راحت و حداكثر بيان مي شود . مثلا 10و17- و 25- درجه سانتيگراد يعني اين كيسه خواب براي دماي بين 10 درجه بالاي صفر تا 25 درجه زير صفر مناسب است ولي 17- درجه سانتيگراد راحت ترين و مطلوبترين دماي آنست و نزديك به دماي حداقل از گرما و نزديك به دماي حداكثر از سرما اذيت خواهيد شد . دماي حداكثر يا نهايي تنها از يخ زدن اعضاي بدن جلوگيري مي كند و شما خواب خوبي در اين دما نخواهيد داشت . بنابراين در خريد كيسه خواب به دماي حداقل بيشتر توجه شود . ضمنا هرچه كيسه خواب درصد كرك بالاتري داشته باشد دماي متوسط آن به دماي حداكثر نزديكتر مي شود و اصطلاحا قويتر است .  
و باز هم همان حرف تكراري كه با توجه به برنامه خود كيسه خواب را تهيه كنيد . يعني حداقل بايد دو كيسه خواب داشته باشيد يكي براي بهار و دماهاي بالاي صفر و يكي براي پاييز و زمستان و دماهاي زير صفر . تابستانها هم كه لخت مي خوابيد تا پشه ها دلي از عذا در بياورند
كيسه خوابهايي كه در ايران موجود است تا حدود 45- درجه سانتيگراد هستند و جوابگوي آب و هواي ايران هستند . هرچند مي توان با افزايش لباس و پوشيدن البسه پر نيز به گرماي بدن افزود
در مورد طول كيسه خواب حتما از طول بدن شما بلند تر باشد تا در صورت نياز بتوانيد كفش و يا ظرف آبتان را شب در ته آن بگذاريد كه تا صبح يخ نزند

 
در خانه و زماني كه از كيسه خواب استفاده نمي كنيد آن را بصورت باز از چوب لباسي آويزان كنيد تا پر هاي آن پف كند و اصطلاحا نشكند . چون شكستن پر و خوابيدن آنها بر روي هم از دماي كيسه خواب مي كاهد .
نكته : حتما موقع خواب از لباس زير خشك استفاده كنيد . چون اگر تنها زيرپوش شما بر اثر تعرق خيس شده باشد و داخل ده تا كيسه خواب هم كه برويد باز سرما خواهيد خورد ۰

۵-چادر کوهنوردي

چادر جزو وسايل گروهي كوهنوردي و خانه متحرك كوهنورد مي باشد . بطور كل چادر ها به دو نوع كمپينگ و ارتفاع تقسيم مي شوند
نوع كمپينگ مخصوص ارتفاعات پايين و نيمه اول سال مي باشد ؛ نوع ارتفاع نيز براي ارتفاعات بالا و برنامه هاي نيمه دوم سال است . چادرهاي ارتفاع برخلاف چادرهاي كمپينگ داراي ارتفاع و وزن كمي مي باشند و معمولا به شكل گنبدي هستند كه با تيرك هاي سبك فلزي ( آلومينيوم يا تيتانيوم ) و يا فايبر گلاس مقاومت خوبي در برابر بادهاي تند ارتفاعات داشته و سريع برپا و يا جابجا مي شوند . جنس بدنه چادر ها معمولا از پارچه داراي قابليت تنفسي گورتكس مي باشد . چادر هاي ارتفاع و بعضا كمپينگ معمولا دو پوش هستند كه پوش خارجي آن ضد آب و باد و پوش داخلي گورتكس است . بين اين دو لايه نيز حدود ۱۰ سانتيمتر فاصله براي تبادل هوا وجود دارد
يكي از نكات مهم در استفاده از چادر ، جلوگيري از تعرق آن است كه با تنظيم و باز كردن پنجره ها و يا درچه هاي تعبيه شده در بدنه چادر امكان پذير است . همچنين در صورت يكي شدن دماي داخل و خارج چادر بر روي بدنه داخلي بر اثر تنفس و بازدم افراد برفك ايجاد مي شود كه با گرم شدن هوا در نزديكي صبح تبديل به آب شده و همه وسايل داخل چادر را خيس مي كند و خيس شدن كيسه خواب و لباس هاي پر در زمستان يعني اول بدبختي و دردسر
چادر هاي ارتفاع كه معمولا از ۱ تا ۴ نفر ظرفيت دارند با داشتن پوش دومي بزرگتر از خود چادر ، داراي دو بخش اضافي در جلوي دو در چادر است كه يكي بعنوان انبار وسايل و لوازم غير ضروري براي خلوت شدن داخل چادر و از فضاي ديگر نيز بعنوان آشپزخانه بمنظور جلوگيري از كثيف شدن و يا آتش سوزي داخل چادر استفاده مي شود

۶-درست کردن آتش

«چگونه آتش روشن کنيم؟»

اصولا يکي از مهارتهاي اوليه که هر طبيعت گردي بايد آنرا به خوبي فرا بگيرد باشد همين طريقه صحيح و موثر آتش درست کردن است. خصوصا که اين امر در فصول سرد سال که ممکن است به خاطر شرايط بد جوي،شب ماني هاي اجباري در طبيعت صورت گيرد يا اينکه به هر علتي(گرم شدن،غذاپختن،خشک کردن لباس و...)احتياج به آتش داشته داشته باشيم ،حالتي کاملا حياتي پيدا ميکند.

کليات:

ما براي روشن کردن آتش به سه عامل اساسي احتاج داريم:

1-آتش زنه:وسيله اي که ميتواند اولين شعله يا جرقه را براي توليد آتش ايجاد کند،از قبيل:کبريت-فندک-ذره بين و...

2-آتش گير:موادي هستند که به سرعت مشتعل مي شوند و ميتوان هسته اوليه آتش رابا آنها توليد کرد،از قبيل:خارو خاشاک،برگهاي خشک،کاغذ،نفت،الکل و ...

 3- سوختها:موادي که اشتعال آنها هدف نهايي آتش روشن کردن است از   قبيل: چوب ،فضولات خشک حيوانات، بته و ..

قسمت اول:«آتش زنه ها»

همانطور که پيشتر گفته شد؛آتش زنه ها وسايلي هستند که اولين شعله يا جرقه را براي توليد آتش ايجاد مي کنند.که فندک و کبريت معمولي ترين نوع اين وسايل هستند.

1-فندکها:

اگر توجه کرده باشيد انواع و اقسام فندک با مکانيزمهاي مختلف در بازار موجود ميباشد ولي انواعي که به کار بحث ما مي آيند از اين قرارند:

1-بهترين نوع فندکي که مي توان از آن در طبيعت و شرايط بد جوي استفاده کرد از نوعي هست که به فندک المنتي مشهور هست .اين فندکها به خاطر خاصيت ضد باد بودنشان از کارايي بسيار خوبي در طبيعت برخوردارند و لي بايد در اسفاده از آنها اين نکته را هميشه به خاطر سپرد که:مصرف سوخت اين فندکها بسيار بالاست و حتما بعد از چند بار استفاده بايد شارژ مجدد شوند.

2-فندکهاي موسوم به که از سوخت مايع استفاده مي کنندالبته به شرطي که از انواع مرغوب آنها استفاده شود.

توجه:استفاده از فندکهاي معمولي گازي مخصوصا نوع موسوم به مگنتي به خاطرعدم کارايي در هواي بادي به هيچ وجه توصيه نميشود.

2-کبريت:

مشخصات يک کبريت خوب:

1-داراي چوب بلند باشد.

2-گوگرد سر آن زياد باشد.

کبريت متداولترين نوع آتشزنه هست ولي حساسيت آن به رطوبت بزرگترين نقطه ضعف آن مي باشد.پس هميشه يادمان باشد که حداقل يک بسته کبريت را در خشکترين جاي ممکن قرار دهيم به طوري که مطمئن باشيم اگر وسايلمان ساعتها در زير باران يا در معرض رطوبت قرار گيرد،کبريتها از خيسي در امانند!

اصولا نگه داري کبريت در لباس توصيه نميشود چرا که حتي اگر رطوبت بيرون نتواند آن را خراب کند،رطوبت داخل خود لباس که ناشي از عمل تعرق است،ممکن است سبب خيسي آن گردد.

حال ببينيم چگونه مي توانيم يک کبريت ضد آب داشته باشيم:

براي ضد آب کردن کبريت دو روش را مورد بحث قرار مي دهيم:

روش اول :ضد آب کردن تک تک چوب کبريت ها که با غوطه ور کردن آنها در پارافين مايع حاصل ميشود.که البته خودم به اين روش اعتقاد چنداني ندارم زيرا در اين حالت کبريتها در هواي سرد به خوبي روشن نميشوند و پارافين موجود در سر آنها سبب خرابي سمباده کبريت مي شود. اگر از اين روش استفاده مي کنيد براي رفع اين عيب حتما يادتان باشد قبل از کبريت کشيدن حتما پارافين موجود در سر کبريت را جدا کنيد و سپس کبريت بکشيد!

روش دوم :ساختن يک قوطي کبرين ضد باد

براي اين کار به يک قوطي خالي فيلم ،يک شمع،مقداري پنبه  و مقداري چسب برق احتياج داريم.

يک قوطي خالي فيلم تقريبا گنجايش يک بسته کبريت پر را دارد.

در چيدن کبريتها در داخل قوطي به اين روش عمل کنيد:

1-يک لايه نازک پنبه در ته قوطي قرار دهيد؛اين لايه پنبه اي مانند محافظي سر هاي گوگردي چوبها را در بر ميگيرد و مانع سايش آتها به هم مي شود.

2-دو کاغذ سمباده کبريت را هم ببريد و در داخل قوطي قرار دهيد.

3-کبريتها را طوري بچينيد که که سرهاي گوگردي آنها در کف قوطي و بر روي پنبه قرار گيرد؛اين نحوه چيدن به اين خاطر است که در هنگام استفاده اگر با دست خيس مجبور به برداشتن کبريت بشويم رطوبت دست باعث خيسي سر گوگردي نشود.

4-کبريتها را به طور متراکم کنار هم بچينيد به طوري که جاي بازي نداشته باشد،البته نه آنقدر که سبب شکستگي سر هاي گوگرديشان شود.

5-اگر طول چوب کبريتها کمتر از طول قوطي بود روي آنها يک گلوله پنبه اي قرار دهيد تا بعد از بستن درقوطي نتوانند از جاي خود تکان بخورند و بر روي هم بلغزند.

6-بعد از اينکه از کاملا بسته شدن در قوطي مطمئن شديد ور در قوطي را کاملا با پارافين مذاب آب بندي کنيد براي اينکار ميتوانيد از يک شمع روشن استفاده کنيد.

7-خيلي سريع تا پارافين کاملا نبسته،با استفاده از چسب برق درو در قوطي را 6-5 دور محکم چسب بپيچيد.

از مزاياي اين قوطي اين است که حتي اگر داخل آب بيفتد بر روي آن شناور ميماند و کبريتهاي داخل آن از رطوبت مصون مي باشند.

توجه:از اين کبريت در مواقع کاملا اضطراري استفاده نماييد و در حالت عادي از ديگر کبريتهايي که بايد حتما به همراه داشته باشيد استفاده کنيد. 

نکته :ر شرايطي که باد ميوزد و کبريت روشن کردن مشکل است ميتوان به جاي يک کبريت از چند کبريت استفاده کرد به اين ترتيب که کبريتها را طوري بگيريد که سر کبريت  دوم مماس بر انتهاي گوگرد کبريت اولي باشد (به شکل پله) و سپس کبريت بکشيد.

قسمت دوم:«آتش گير ها»

همانطوري که پيشتر ذکر شد آتش گير ها موادي هستند که به آساني آتش مي گيرندو ما براي به وجود آوردن هسته اوليه آتش از آنها استفاده مي کنيم،به عنوان مثال نفت ، الکل، برگ خشک درختان،خارو خاشاک،بته هاي کوچک،کاغذ ،پنبه، قرصهاي الکل جامد و...از جمله اين مواد هستند.

اگر قرار به انتخاب در بين اين مواد باشد؛من خودم نفت را به همه اينها ترجيح ميدهم،اگر چه اين انتخاب ممکن است غير حرفه اي بنمايد ولي مزايايي دارد که نمي توان  به سادگي از آنها چشم پوشيد،از جمله اينکه  ميتوان مطمئن بود که هر چوبي را هر قدر که خيس شده باشد (به شرط آرايش درست چوبها)ميتوان روشن کرد،و اين نکته در فصلهاي  خيس سال بسيار حائز اهميت است.

از نفت که بگذريم در مورد الکل بايد بگويم که شعله آن قوت چنداني ندارد و در برابر باد نيز شعله آن مقاومت شعله نفت را ندارد،پس اگر قرار به بردن آتش گير مايع باشد همان نفت خيلي کاراتر و بهتر است ،البته به شرطي که خوب آن را بسته بندي کنيد به طوري که هيچ نشتي به داخل ديگر  وسايل نداشته باشد.

بعد از آتشگير هاي مايع بقيه آنهايي که ذکر شد در يک رده قرار ميگيرند و اولويت خاصي نسبت به هم ندارند.

توجه :در فصلهاي خيس سال حتما آتشگير به همراه خود داشته باشيد،چند برگ روزنامه يا يک شيشه کوچک نفت يا چندتا قرص الکل جامد ميتوانند در اين شرايط خيلي به شما کمک کنند!

ادامه بحث آتشگيرها :طرز تهيه فتيله پارافيني

  براي درست کردن اين فتيله احتياج به نخ قرقره ،پنبه،پارافين مذاب(ميتوانيد شمع را بر روي حرارت خيلي ملايم ذوب کنيد) و مقداري سيم نازک آهني (سيمهايي که در گل سازي مصرف دارند) داريم.

ابتدا يک گلوله  نسبتا بزرگ پنبه را بر ميداريم و آنرا به شکل يک نوار 10 سانتي در مي آوريم قطر اين نوار بايد به حدي باشد که وقتي آنرا فشرده مي کنيم کمي از يک مداد معمولي ضخيم تر باشد(حدود 7-6 ميليمتر)سپس از سيم يک قطعه به طول 20 سانتيمتر مبريم و آن را در طول نوار پنبه اي فرو ميکنيم به طوري که از طرف مقابل حدود 1 سانتيمتر بيرون بزند سپس با نخ قرقره به صورت کاملا فشرده دور نوار پنبه اي را مي پيچيم در اين هنگام فتيله شما بايد به شکل فشفشه در آمده باشد!

سپس فتيله را به مدت 15 دقيقه در پارافين مذاب غوطه ور ميکنيم و سپس آن را در معرض هواي آزاد قرار مي دهيم تا پارافين جذب شده به خوبي ببندد.

به اين روش 5-4 عدد فتيله درست کنيد  وبه دور هر کداو ورق نازکي از کاغذ بپيچيد تا به هم نچسبند،و انها را در جايي مصون از رطوبت و گرماي زياد قرار دهيد.

از سيم آهني ميتوانيد به عنوان دسته استفاده کنيد يا اينکه اگر خواستيد از فتيله به عنوان منبع روشنايي استفاده کنيد براحتي مي توانيد آن را در هر شکاف يا خاکي فرو کنيد.

3-سوختها

همانطور که گفته شد سوختها موادي هستند که اشتعال آنها هدف نهايي پروسه روشن کردن آتش است؛از عمده ترين اين مواد مي توان به چوب،فضولات خشک حيوانات،زغال و... اشاره کرد.

لازم به ذکر است که چوب يا زغال هرچه سبکتر باشند تندسوزتر هستند و البته سريعتر هم آتش مي گيرند.چوب درختان سوزني برگ مثل سرو و کاج به علت داشتن صمغي که خوب مي سوزد،خيلي سريع آتش مي گيرند(البته به شرطي که خشک باشند).

چوبهاي تازه درخت به هيچ عنوان سوخت خوبي به شمار نميايند و هنگام سوختن دود بسيار غليظي در هوا منتشر مي کنندکه به هيچ وجه مطلوب نيست،در صورت استفاده از اين چوبها بايد ابتدا آنها را در اطراف آتش قرار داد تا خشک شوند و سپس از آنها استفاده نمود.

فضولات خشک حيوانات نيز سوخت بسيار مطلوبي به شمار مي آيند و مي توانيد از آنها نيز به عنوان سوخت استفاده نماييد.

 

نکته : در فصل زمستان از به همراه داشتن مقداري زغال سبک چوب (زغال ليمو يا نارنج براي کار ما مطلوب نيستند) هيچگاه ضرر نخواهيد کرد،اين زغال ها ميتوانند به عنوان هسته اوليه به کار روند و حرارت ناشي از آنها ميتواند چوبهاي آبديده زمستاني را به خوبي خشک کند!

روشهاي روشن کردن آتش

روشهاي زيادي بسته به نوع و اندازه چوبهاي موجودبراي آتش روشن کردن وجود دارد،من در اينجا دو روش بسيار ساده و کاربردي را توضيح ميدهم:

روش اول:

اگر در بين چوبهايي که جمع آوري کرده ايد کنده(چوب قطور) هم هست از اين روش استفاده کنيد:

کنده را بر روي سطح صافي قرار دهيد به طوريکه امتداد طول کنده در جهت وزش باد باشد سپس يک طرف يا دو طرف(بسته به حجم آتش مورد نياز)طول کنده را به طور کاملا فشرده از مواد آتش گير مانند خاروخاشاک و.. پر کنيد.سپس چوبهاي نازکتر را به طور اريب به صورتي که با کنده زاويه 90 درجه بسازند را روي کنده بچينيد سپس مواد آتش گير را روشن کنيد وقتي خوب شعله ور شدند مقداري از همان مواد را هم روي چوبها بريزيد تا چوبهاي نازکتر خوب مشتعل شوند.اين نوع آتش احتياج زيادي به مراقبت ندارد فقط هر از چند گاهي به آن چوب اضافه کنيد .

روش دوم:

اگر کنده در اختيار نداريد و چوبها همه نازکند از اين روش استفاده کنيد:

چاله کوچکي در زمين درست کنيد و آن را به طور فشرده مملو از مواد آتش گير کنيد سپس چوبها را  به صورت شعاعهاي دايره اي که مرکز آن وسط چاله است بچينيد به طوري که سرهاي آنها بر روي هم قرار گيرد و حالت طبقاتي پيدا کنند.مواد زيرين را روشن کنيد و وقتي خوب مشتعل شدند باز هم از مواد اتش گير بر روي چوبها بريزيد تا چوبها خوب بگيرند،اين آتش احتياج به نگه داري دارد و بايد با عوض کردن جاي چوبها  و اضافه کردن چوب از خاموش شدن آن جلو گيري کنيد.

نکات تکميلي:

1-براي جلو گيري از هدر رفتن حرارت آتش مي توانيم با ساختن يک ديواره سنگي يا چوبي به شکل نيم دايره بر دور آتش حرارت آن را به سمتي  که مي خواهيم(جهت مقابل ديواره) رفلکت کنيم.

2-در فصل زمستان و هنگام برف هيچگاه در زير درختي که برف بر روي آن نشسته است آتش روشن نکنيد و اگر مجبور به اين کار هستيد قبل از آن برف درخت را بتکانيد.

3-هيچگاه مستقيما بر روي برف آتش درست نکنيد،براي اينکار قبلا محلي را براي درست کردن  آتش با استفاده از سنگ يا چوب بسازيد.

توجه: نکات بعدي در مورد تعهد ما نسبت به طبيعت و آتشي است که در آن برافروخته ايم:

4-اگر در محيطي آتش روشن مي کنيد که مملو از چوب،خا رو خاشاک و مواد سوختني است؛ابتدا مکاني را که ميخواهيد در آن آتش روشن کنيد را به طور کامل از مواد سوختي پاک کنيد و سپس با چيدن سنگ به دور آن يک ديوار کوتاه درست کنيد تا آتش نتواند بر اثر وزش باد گسترش پيدا کند و باعث يک آتش سوزي نا خواسته شود.

5-جز در مواقع واقعا اضطراري از شاخه هاي سبز و تازه درختان به عنوان سوخت استفاده نکنيد.

6-اگر براي روشن کردن آتش از بته استفاده مي کنيد؛حتي الامکان آنها  را از ريشه در نياوريد بلکه با استفاده از يک وسيله تيز(کارد،داس...)قسمتي از آنها را که بيرون از خاک است ببريد.

خيلي مهم:

7-به عنوان يک طبيعت دوست متعهد مسئوليت کامل آتشي را که برافروخته ايد به عهده بگيريد و در هنگام ترک محل از خاموش بودن آن اطمينان کامل حاصل کنيد.

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 11:13 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 10:57 | لینک ثابت |
یک عدد اسنوبرد مارک morrow سایز 153 با فیکس فوری به فروش می رسد



قیمت: 130 تومان

 

نام: بهنام
ایمیل:
تلفن: 0932 - 9415571

نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 11:53 | لینک ثابت |

 

چوب اسکی HEAD C200 رنگ آبی متالیک ،ایتالیایی،فیکسSL100 باتوم HEAD و کفش HEAD حرفه ای آکبند(حتی یک بار هم استفاده نشده است) با قیمت بسیار پایین(زیر قیمت کف بازار!) به فروش می رسد




قیمت: 600،000 تومان

 

نام: احسان جباری
ایمیل:
تلفن: 09126778708
‪‬
 
نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 11:46 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 19:31 | لینک ثابت |

     رودخانه های یخی ( گلیشیر ) و ساخت آن ها : رودخانه های یخی از یخچال های مرتفع سرچشمه می گیرد و به دره ها سرازیر می شوند.غالب سلسله جبالهای مهم دنیادارای رودخانه های یخی .عظیمی هستند . طول رودخانه یخی آلیش در آلپ 35 کیلومتر و ضخامت آن حدود 300 متر است (4) ترکیب و ساخت یک گلیشیر در زیر به شرح آن می پردازیم.

 

 گلیبشیر خشک:

    درتابستان برف قسمت پایین رودخانه یخی آب میشود و سطح یخی آنرا آشکار میسازد این قسمت از گلیشیر اگر شیب زیادی نداشته باشد مطمئن ترین قسمت است. زیرا با آب شدن بخشی از یخ و برف روی آن شکافهای یخی گلیشیر معلوم میشود وبنابراین خطر سقوط وجود ندارد. در بعضی قسمتها برف روی گلیشیر را می پوشاند و شکاف ها معلوم نمی شوند .

 

 گلیشیر آویزان:

    بخشی از رودخانه یخی است که روی جبهه های شیب دار و بالای جبهه های صخره ای قرار دارد که منبع بهمن های یخی بشمار میرود و هر لحظه خطر سقوط آنها وجود دارد.

 

 شکاف ها:

    در اثر حرکت گلیشیر ترک خوردگی و شکافهایی به وجود میاید . بعضی از این شکاف قابل عبور و برخی دیگر به کمک پلکان مخصوص کوهنوردی می توان از آن گذشت . ابتدای گلیشیر که از کوه جدا می شود ری ما یا برگ شروند نامیده میشود.

 

 مخروطی های گلیشیر:

    ستونها یا برج های یخی افراشته ای است که هر آن در اثر حرکت گلیشیر گرما ، احتمال سقوط آنها وجود دارد و یکی از خطرات بالقوه در هیمالیا است .

 

یخشار:

      یخشار یا آبشار یخی قسمتی از گلشیر است که در نتیجه ی حرکت در شیب تند به وجود می آید. و ترکیبی است از برج ها و شکاف های یخی و توده های بی شکل متراکم یخ و برف . یخشار های کم طول و بی خطر هستند ولی اگر طولانی باشد ( مانند یخشار خومبو در هیمالیا ) بسیار خطرناک هستند و باید و باید در صورت امکان از کنار آنها جایی که گلشیر بسترهای سنگی و شنی در اطراف و پایین خود ایجاد می کند (L-M  (  گذشت.

 

 دماغه:

    انتهای گلشیر را دماغه نوک گلشیر می نامند و به خاطر شکاف های بزرگِ آن عبور از آن ها مشکل است . زیر دماغه گلشیر بستر توده های متراکم سنگ و شن است که رودخانه از آن جا بیرون می زند و راه رفتن از روی آن بسیار مشکل و ناراحت کننده است.

نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 17:51 | لینک ثابت |

گرچه کمتر برای کوهنوردان اتفاق می افتد که در شکاف های یخی سقوط کنند ولی لازم است که فوت و فن نجات از آن ها را یاد گرفت .

انتخاب روش نجات از شکاف های یخی به عهده ی افراد گروه است . لیکن تمام افراد باید به یک روش تسلط داشته باشندتا بتوانند فرد صدمه دیده را از درون شکاف بیرون آورند . به علاوه تکنیک های لازم برای حالت های مشکل تر ( نجات فرد بیهوش شده ) را نیز فرا گیرند

معمولا" کسی که در شکاف های یخی سقوط کند اگر صدمه جدی ندیده باشد می تواند خود را نجات دهد . بعضی مواقع با دور زدن شکاف ها می توان از شکاف بالا آمد . در این مواقع باید اصول زیر را رعایت نمود.

 

1)      اقدام فوری. داخل شکاف های یخی، بسیار سرد است و لازم است فورا" قربانی را بیرون آورد.

2)      باید کوله ای در محل استحکاک طناب با لیه ی شکاف قرار داد تا از صدمه دیدن طناب جلوگیری کرد. برای این منظور از کلنگ کوهنوردی نیز می توان استفاده کرد.

3)      زیاد به لبه شکاف نزدیک نشوید و مواظب باشید که برف روی فردی که در شکاف افتاده نریزد.

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 ساعت 12:58 | لینک ثابت |

Click to view full size image
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 21:7 | لینک ثابت |
Me with Caraça's ET...
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 20:25 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 20:14 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 20:1 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 19:33 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 19:9 | لینک ثابت |

ببخشید چون فصل امتحاناست کمتر میرسم آپدیت کنم
نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 22:55 | لینک ثابت |


 



   ضربه ديدگي ناخن و بستر ناخن

گاهي خصوصاً زماني كه سايز كفش به درستي انتخاب نشده باشد، فشارهاي وارده به انگشتان و ناخنها به حدي است كه منجر به بروز خون مردگي در زير ناخنها و دردهاي شديد موضعي مي گردد. در چنين شرايطي گهگاه، خونريزيهاي كوچك زير ناخن، به كبود و سياه شدن زير ناخن مي انجامد. در بعضي افراد، تغيير شكل و اندازه كف پا در حين ايستادن و فعاليت، بسيار زياد و بعضاً بالغ بر دو سايز مي باشد كه قطعاً اين افراد به شدت مستعد آسيب انگشتها و ناخنها هستند. خونريزي و تجمع آن در زير ناخن، هرچند اندك، با جدا كردن ناخن از بستر آن، به درد شديدي مي انجامد كه گاهي راه رفتن را دشوار مي سازد و نياز به اقدامات درماني خاص را طلب مي كند. مهمترين اصل در پيشگيري از بروز اين عارضه، انتخاب كفش و سايز مناسب مي باشد. در شرايط حاد و چنانچه درد ناشي از افزايش فشار در زير ناخن بسيار زياد باشد، مي توان با ايجاد يك سوراخ كوچك در سطح ناخن، امكان تخليه خون و كاهش فشار و درد را فراهم نمود. براي اين منظور مي توان با حرارت دادن يك سر يك گيره كاغذ يا سوزن و قرار دادن آن بر روي ناخن به سادگي و بدون درد، سوراخ لازم را در سطح ناخن ايجاد نمود. استفاده از داروهاي مسكن مانند استامينوفن به همراه كاستن از ميزان فعاليت و استفاده از كفش راحتي و يا دمپايي به درمان سريعتر مشكل كمك مي كند.  



 عفونت گوشه ناخن (Ingrwing toe nail)

 

اعمال فشار بيش از حد به انگشتان پا، چنانچه در مورد قبل ياد شد، مي توان باعث فرو رفتن قسمتهاي كناري ناخن انگشت شصت پا در نسوج نرم كنار آن گردد. در اين شرايط و با اضافه شدن آلودگي ميكروبي، زمينه بروز عفونت با درد شديد و ناتواني در راه رفتن همراه مي شود. عدم درمان مناسب اين عارضه به مــــزمن شـــدن و تكرار متناوب آن مي انجامد. حفظ بهداشت پا و نحوه درست كوتاه نمودن ناخن (در عين كوتاه بودن نبايد از ته و به صورت زاويه دار گرفت) در كنار استفاده از كفش مناسب، از بروز اين عارضه پيشگيري مي نمايد. در صورت بروز،‌ انگشتان مبتلا را روزانه چندين نوبت با الكل شستشو داده و در محلول آب و نمك گرم قرار دهيد. مراجعه به پزشك به جهت تجويز آنتي بيوتيك مناسب الزامي است و در صورت تكرار و مزمن شدن عارضه، گاهي برداشتن قسمتي يا تمامي ناخن به طريق جراحي، قطعي ترين روش درمان است.  



   عفونت قارچي انگشتان

 

فضاي بين انگشتان پا كه غالباً مرطوب از تعرق و مدتها در جوراب و كفش و به دور از هواي آزاد و نور خورشيد مي باشد، محل بسيار مناسب و شايع براي رشد و تكثير عفونتهاي قارچي مي باشد. اين وضعيت خصوصاً در كوهنوردان كه ساعات متمادي پا در كفش به فعاليت مشغول هستند محتمل تر مي باشد. به دنبال استقرار و آلودگي قارچي، علائم به صورت احساس سوزش و بعضاً درد در بين انگشتان، خصوصاً بين انگشتان چهارم و پنجم بروز مي كند. در چنين شرايطي با نگاه مستقيم، متوجه ترشحات بدبو و ظهور سفيدك در سطح پوست ناحيه مي شويم. اكثر مبتلايان، به جهت خفيف بودن علائم، معمولا‌ً توجه كافي به اين عارضه نمي كنند و چه بسا ماهها دچار آلودگي باقي مي مانند. مزمن شدن اين آلودگي مي تواند باعث استقرار عفونت در بقيه نواحي بين انگشتان و نيز درگير نمودن و دچار بد شكلي و از بين رفتن تقارن مي گردد، گاهي پوسته پوسته شده و از بستر ناخن جدا مي گردد.
رعايت بهداشت فردي، شستشوي متناوب پا با آب و صابون و استفاده از جورابهاي نخي و پنبه اي به جاي استفاده از جورابهاي از جنس مواد مصنوعي، اصول پيشگيري از اين عارضه است. به جهت تجويز داروي ضد قارچ به پزشك مراجعه نماييد. لازم به ذكر است كه درمان عفونتهاي قارچي ناخنها معمولاً طولاني و نيازمند مصرف داروهاي تخصصي خوراكي و موضعي است.
 



 ميخچه انگشتان (Corn)

 

وارد شدن فشار زياد بر پوست قسمتي از انگشت به مرور زمان سبب كلفت شدن (هيپوترفي) پوست در محل فشار مي گردد. اين عارضه پوستي كه ميخچه ناميده مي شود به تدريج حساس و دردناك مي شود و گاهي شدت درد، مانع انجام حركات روزانه و فعاليتهاي ورزشي مي شود. انتخاب كفش مناسب كوه چه از نظر فرم و چه از نظر سايز، اهميت فراوان دارد. درمان ميخچه معمولاً، برداشتن آن به وسيله استفاده از داروهاي موضعي و يا در موارد شديد به طريق جراحي است كه در هر صورت نياز است تا به يك پزشك متخصص مراجعه شود.  



   شكستگي انگشتان پا (Toe fracture)

اگرچه بروز شكستگي انگشتان پا، آسيب شايعي نيست؛ ليكن در كوهنوردي، به دنبال سقوط سنگ بر روي پنجه پا و يا بد قرار گرفتن نوك كفش در بين سنگها امكان بروز آن وجود دارد. معمولاً در شرايط مناسب، درمان اين شكستگيها به راحتي با فيكس نمودن انگشت آسيب ديده به انگشت بزرگتر مجاور خود به وسيله چسب زخم بندي امكان پذير است و البته به دنبال آن براي حداقل يك هفته مي بايست از پوشيدن كفش خودداري و از دمپايي استفاده شود.  



  سندرم مورتون (Morton syndrome)

 

حركات زياد و مكرر استخوانهاي «متاتارس» خصوصاً در حين راهپيمايي در سطح ناهموار كوهستاني، باعث گير افتادن و فشرده شدن اعصاب بين آنها مي شود كه به تدريج به التهاب موضعي شاخه هاي عصبي در محل فشار و در ادامه به ايجاد يك توده عصبي كوچك (به اندازه يك عدس)‌ در محل فشردگي منجر مي گردد. چنين توده اي كه نورماي مورتون ناميده مي شود، در برابر فشردگي بسيار حساس و دردناك است و تحريك آن باعث ايجاد درد، احساس برق گرفتگي در انگشتان و گاهي اختلال حسي به شكل كاهش حس و احساس گزگز در بغل و نوك انگشتان مجاور مي گردد. به راحتي قابل درك است كه پوشيدن كفشهاي نامناسب خصوصاً تنگ بر ايجاد و پيشرفت اين ضايعه تأثير زيادي دارد. پيشگيري از بروز اين ضايعه دردناك و مزاحم در گروي استفاده از كفش مناسب با كفي مستحكم و متناسب با اندازه پا و نيز انجام تمرينات كششي و قدرت پنجه و كف پا است. نكته مهم اين است كه درمان اين عارضه در مراحل اوليه راحت تر است ليكن چنانچه به آن توجه نشود و به تدريج بر قطر توده عصبي افزوده گردد، درمان قطعي صرفاً ‌برداشتن آن به طريق جراحي است.  



 استخوانهاي متاتارس دردناك – متاتارسالژيا (Metatarsal)

 

ضعيف بودن عضلات كف پا و وارد شدن فشار زياد به استخوانهاي متاتارس در پنجه و كف پا، اجازه حركات بيش از حد و خارج شدن از محل اين استخوانها را ميسر مي سازد. اين حركات باعث فشرده شدن و سايش بين استخوانهاي متاتارس مي شوند كه منجر به بروز درد در ناحيه كف و يا روي پا مي گردند. اين عارضه را كه در واقع التهاب اين استخوانهاست متاتارسالژيا مي نامند. در صورت نياز به كارگيري كفي هاي طبي ويژه در كاهش درد مؤثر مي باشد.  



دردهاي قوس كف پا

 

مجموعه اي از عضلات ليگامانها، تاندون عضلات، استخوانها و مفاصل كوچك در ناحيه كف پا، قوسهاي طولي داخلي و خارجي كف پا را تشكيل مي دهند. اين دو قوس در كف پا مانند ضربه گير عمل مي كنند و وجود آنها امكان انعطاف و تحمل وزن بيشتري را به پا در حين ايستادن و راه رفتن مي دهد. چنانچه يكي از عناصر اين قوسها، ضعيف شده يا آسيب ببيند، استخوانهاي قوس پا از امتداد خود خارج مي شوند و قوس به هم مي ريزد.
اين اختلال باعث مي شود تا فشار و كشش زيادي به نسوج نرم كف پا وارد شود و نيز مفاصل استخوانهاي بين كف پا به هم فشرده شوند. مجموعه اي تغييرات به احساس درد در ناحيه قوس كف پا خصوصاً در حين راه رفتن و دويدن و خستگي زودرس پا مي انجامد. در اين بين افرادي كه به طور مادرزادي داراي قوس كف پاي كمتر از حد (كف پاي صاف) يا بيش از حد هستند، نسبت به بروز اين عارضه حساس ترند و به جهت پيشگيري مي بايست با نظر پزشك متخصص از كفـهاي طبي خاصي استفاده نمايند. استفاده از كفشهاي نا مناسب كوهنوردي كه كف داخلي مناسبي ندارند و يا كف نرم و قابل انعطافي دارند مزيد بر علت و عامل بروز تشديد اين عارضه هستند. به خاطر داشته باشيد كه چنانچه كفش خود را بين دو دست خود قرار دهيد و با اعمال فشار سعي در خم نمودن تخت آن نماييد، چنانچه از ناحيه وسط تخت، خم گردد مناسب و استاندارد نيست. در يك كفش خوب با اعمال چنين فشاري، تخت كفش از ناحيه جـــــلوتر (حدود قرارگيري محل پنجه پا) خم مـي شود نه از وسط.
 



  پيشگيري از اين عارضه عبارتند از:

1- كنترل و جلوگيري از وزن بدن
2- انجام تمرينات كششي عضلات پشت ساق پا
3- انجام تمرينات كششي و افزايش طول فاشياي كف پا
4-استفاده از كفشهاي استاندارد با كفي و تخت مناسب
5- مراجعه زود هنگام به پزشك متخصص و در صورت بروز عارضه، به جهت درمان سريع و مناسب و جل گيري از مزمن شدن عارضه كه غالباً مستلزم درمانهاي طولاني و دشوار است.
 



   دردهاي پاشنه پا

يك باند نسبتاً ضخيم و مستحكم از جنس نسج و عضلات به نام فاشيا در كف پا از حدود انگشتان پا شروع شده و به پاشنه پا متصل مي شود. كوتاه بودن اين فاشيا، فشار و كشش زيادي را به محل چسبندگي خود در زير استخوان پا وارد مي سازد. تكرار اين فشار و كششها سبب بروز التهاب در محل چسبندگي و پيدايش درد پاشنه پا مي شود اين درد با راه رفتن و دويدن، تدريجاً افزايش مي يابد و معمولاً صبح هنگام، قبل از آغاز فعاليتهاي روزانه در بيشترين حد خود است. تكرار زياد اين مكانيسم و اعمال فشار بر اين محل چسبندگي فاشيا و استخوان، باعث تشكيل زايده استخواني كوچك و خار مانندي مي شود كه به اصطلاح خار پاشنه ناميده شده است و معمولاً ‌در كليشه هاي راديوگرافي به وضوح ديده مي شود. از علل ديگر دردهاي پاشنه پا، تحت فشار قرار گرفتن شاخه هاي كوچك و حساس عصب كف پايي در زير و سطح داخلي پاشنه پا مي باشد. همراه علائمي چون بي حسي و سوزن سوزن شدن نواحي مجاور مي گردد. استفاده از كفشهايي كه فضاي كافي و مناسبي براي پاشنه پا ندارند از عوامل بروز اين اختلال محسوب مي شوند. انجام تمرينات كششي عضلات پشت ساق پا و فاشياي كف پا به همراه قرار دادن مكرر كيسه هاي حاوي يخ خرد شده در محل دردناك پاشنه پا، چند نوبت در روز و استفاده از داروهاي ضد درد ساده اي چون آسپرين در كاهش درد و بهبود شرايط بسيار مؤثرند.  

نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 22:2 | لینک ثابت |
damavand1.jpg
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 0:12 | لینک ثابت |
damavand(83-12-123)08.JPG
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 0:5 | لینک ثابت |
Totem Pole

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 23:51 | لینک ثابت |

قله ها به ترتیب از راست به چپ : اردک مردک،کمر لرزان،یخچال

نوشته شده توسط سجاد در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 22:46 | لینک ثابت |

این قله در غرب قله الوند قرار دارد و با شهر همدان ، حدود 20 کیلومتر فاصله دارد و اغلب ایام سال پوشیده از برف می باشد (به همین دلیل دائم برف نامیده شده است. این قله از دامنه های شمالی و جنوبی دارای شیب تندی است. راه صعود به این قله، یکی از طریق روستای برفین و امامزاده کوه می باشد که راحت تر است و راه دگر آن از مسیر کلاغ لان است، که کمی دشوارتر است و مخصوص کوهنوردان حرفه ای است و برای رسیدن به این قله در حدود 2 ساعت کوه پیمایی لازم است.

نوشته شده توسط سجاد در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 22:39 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سجاد در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 14:27 | لینک ثابت |
   سال ۱۳۵۱ صحبت از ساخت پناهگاهی در منطقه جنوبی دماوند در جلسات فدراسیون مطرح شد ولی چون فدراسیون بودجه ای برای این منظور نداشتبا تلاش فراوان مرحوم استاد رفعتی افشار رئیس فدراسیون آن زمان مبلغ /۰۰۰/۲۰۰ ریال ار کنسرسیوم نفت گرفته شد، ولی این مبلغ نیز جوابگو نبود و لذا از کوهنوردان درخواست کمک گردید . گروه کوهنوردی فلزکار مکانیک و گروه کاوه برای ساخت تراس و سکوی پناهگاه داوطلب شدند و از طرفی پناهگاه بصورت پرفابریکه  توسط آقای پیروزنیا که کارخانه مخصوص ساخت ساختمان های پرفابریکه داشت اجرا گردید. کوهنوردان بعد از ۴۵ روز تلاش سکوی مورد نظر را بر پا ساختند . در این زمان ساختمان پرفابریکه نیز آماده و توسط قاطر به محل بارگاه سوم حمل گردید و در روی سکو نصب گردید .

علاوه بر مبلغ /۰۰۰/۲۰۰ ریال اهدایی کنسر سیوم نفت مبلغ /۰۰۰/۵۰۰ ریال نیز از طرف فدراسیون برای حمل مصالح پرداخت گردید . همچنین گروه های کاوه و فلز کار مکانیک سکوی محل را آماده کردند و آقای علی افشار نژاد نیز لوازم و وسایل تخت و غیره را در اختیار گذاشت و حمل وسایل و مصالح را آقایان حمزه و حسن بایه و علی فرامرزپور به عهده داشتند و آقایان جمشید فیضی و حسین عیدلی نیز فعالیت چشمگیری در تکمیل آن انجام دادند .

                                                               نقل از خاطرات آقای مهندس نوروزی

این پناهگاه در سال ۱۳۵۱ در اثر بهمن آسیب کلی دید . پناهگاه فعلی در همان مکان بنا گردید  و تا کنون نیز چندین بار توسط کمیته پناهگاه ها مورد بازسازی قرار گرفت .

برگرفته از کتاب پناهگاه ها و جانپناه های کوهنوردی ایران

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 22:49 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 22:14 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 15:29 | لینک ثابت |
نام قله: ارتفاع(متر) مکان اولین صعود کنندگان
اورست ۸۸۴۸ نپال/چین(تبت) ۱۹۵۳.Sir E. Hillary, T. Norgay
کی۲ ۸۶۱۱ پاکستان/چین ۱۹۵۴.A. Compagnoni, L. Lacedelli
کانجچنجونگا ۸۵۸۶ نپال/هند ۱۹۵۵.G. Band, J. Brown
لوتسه ۸۵۱۶ نپال/چین(تبت) ۱۹۵۶.F. Luchsinger, E. Reiss
ماکالو ۸۴۶۳ نپال/چین(تبت) ۱۹۵۵. J. Couzy, L. Terrary
چو آیو ۸۲۰۱ نپال/چین(تبت) ۱۹۵۴.S. Joechler, H. Tichy, P. Dawa Lama
دائولاگیری ۸۱۶۷ نپال ۱۹۶۰.K. Diemberger, P. Diener, M. Dorji, E. Forrer, N. Dorji, A. Schelbert
ماناسلو ۸۱۶۳ نپال ۱۹۵۶.Toshio Imanishi and Gyalzen Norbu Sherpa
نانگا پاربات ۸۱۲۶ پاکستان ۱۹۵۳.H. Buhl
آناپورنا ۱ ۸۰۹۱ نپال ۱۹۵۰.M. Herzog, L. Lachenal
گاشر بروم ۱ ۸۰۶۸ پاکستان/چین ۱۹۵۸.Andrew Kaufman, P. Schoening
براد پیک ۸۰۴۷ پاکستان/چین ۱۹۵۷.H. Buhl, K. Diemberger, M. Schmuck, F. Wintersteller
گاشر بروم ۲ ۸۰۳۵ پاکستان/چین ۱۹۵۶.Larch, F. Moravec, H. Willenpart
شیشاپانگما ۸۰۲۷ چین(تبت) ۱۹۶۴.H. Ching & nine climbers
منبع سایت Everest news
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 12:23 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 23:0 | لینک ثابت |
محمود شعاعی که در فاصله بین سال های 78 تا 82 به عنوان دبیر فدراسیون کوهنوردی فعالیت داشت در طول 3 ماه اخیر در مقام یک سرپرست به رتق و فتق امور مربوط به این فدراسیون پرداخت تا اینکه در مجمع انتخابات ریاست فدراسیون کوهنوردی که 7 آذرماه و البته پس از سه سال تاخیر برگزار شد وی موفق شد در میان 6 کاندیدای شرکت کننده اکثریت آرا ماخوذه را به خود اختصاص دهد و به مدت چهارسال ریاست این فدراسیون را بر عهده بگیرد.

محمود شعاعی امروز در جمع نمایندگان رسانه های گروهی که در اولین نشست خبری وی شرکت کرده بودند به ارائه برنامه های خود برای ماه های باقی مانده تا پایان سال و همچنین تقویم سال 87 پرداخت.

رئیس فدراسیون کوهنوردی گفت: پیش نویس برنامه های 4 سال آینده تا حدود زیادی تکمیل شده است. البته هنوز در برخی بخش ها مشغول ادامه بررسی و رایزنی های لازم هستیم.

وی با اشاره به مهمترین برنامه های در دست اجرا در فاصله باقی مانده تا پایان سال جاری اظهارداشت: برگزاری تورنمنت بین المللی "جام گروه های کوهنوردی" یکی از مهمترین برنامه های ما است. این رقابت ها به مناسبت گرامیداشت ایام دهه فجر برگزار خواهد شد. به همین منظور از چهار پنج نفر ازسنگوردان برترجهان دعوت کرده ایم تا دراین مسابقات شرکت کنند.

شعاعی افزود: "ژوران میر" یکی از چهره های معروف سنگوردی دنیا است که همزمان با این رقابت ها به کشورمان سفر می کند. وی و سایر سنگوردان اروپایی شرکت کننده پس از شرکت در بازی های بین المللی تهران، ایران را ترک نخواهند کرد. قصد داریم از وجود آنها برای بالا بردن تجربه بازیکنانمان استفاده کنیم. به همین دلیل تا چندماه مهمان فدراسیون هستند.

رئیس فدراسیون کوهنوردی از احداث 8 دیوار سنگوردی در شهرستان های محروم خبر داد و خاطر نشان کرد: تهران، ورامین، آذربایجان غربی و شرقی، گلپایگان و گرمسار از جمله مناطقی هستند که تا پایان سال دارای دیوار سنگنوردی می شوند. قصد داریم با انجام این کار زمینه گسترش هر چه بیشتر و سریعتر این رشته را در کشور فراهم کنیم.

وی در ادامه با بیان اینکه تقویم 78 آماده ارائه به سازمان تربیت بدنی و تمام استان ها است تاکید کرد: سال آینده به لحاظ تشکیل کلاس آموزشی در بخش های مختلف و همچنین برپایی اردوهای برون مرزی برای ملی پوشان خود سال پرکاری خواهیم داشت. ضمن اینکه در بخش اسکی کوهستان نیز برنامه های جدیدی داریم که کاملا متفاوت از کار فدراسیون اسکی است.

شعاعی ادامه داد: همچنین به منظور ارتقا سطح داوری کوهنوردی و افزایش شمار داوران بین المللی خود دوره های پیشرفته داوری را با حضور داوران برجسته اروپایی برگزار می کنیم تا همزمان در سطح قضاوت هم شاهد رشد و ترقی همکاران خود باشیم.

رئیس فدراسیون کوهنوردی با اعلام تنظیم و تهیه آئین نامه مربوط به مسابقات لیگ سنگنوردی اظهارداشت: ایران استعدادهای زیادی در زمینه سنگوردی در اختیار دارد که البته آنها به دلیل نبود میدان رسمی برای نشان دادن توانایی های خود به صورت ناشناخته باقی مانده اند. با تهیه آئین نامه لیگ سنگوردی از سال آینده ورزشکاران این رشته در قالب بازی های لیگ با هم دیدار می کنند تا بدین ترتیب زمینه حضور آنها در تیم ملی فراهم شود.

اما هیمالیا نوردی تا حدود زیادی در بین کوهنوردان ایرانی فروکش کرده است. شعاعی با اشاره به این مطلب گفت: در طی سال های اخیر 8 گروه کوهنوردی به ارتفاعات هیمالیا رفته اند که صعود 7 گروه با موفقیت به پایان رسیده است. در هر صورت به نظر می رسد ورزشکاران ما همانند گذشته مشتاق صعود به هیمالیا نیستند. به همین دلیل برای سال آینده صعودهای 8000 متری را از برنامه خود خارج کرده ایم ودر مقابل صعود به قله های 7000 متری که در برخی مواقع بسیار دشوارتر است را جایگزین کرده ایم. همچنین در نظر داریم در این باره فرصت را بیشتر به بازیکنان رده امید خود بدهیم.

رئیس فدراسیون کوهنوردی پرداخت بدهی های این فدراسیون را مهمترین مشغله کاری عنوان کرد و تصریح کرد: فدراسیون کوهنوردی در مجموع 116 میلیون تومان به صورت ریالی و 26 هزار دلار به صورت ارزی بدهکار است. بدهی ارزی فدراسیون تابستان سال گذشته در پی اعزام یکی از تیم های ملی به پاکستان به وجود آمد که نتیجه آن هم گرو نگه داشتن تجهیزات و بار فنی بازیکنان ایرانی توسط پاکستانی ها بود. در همین راستا هفته آینده دبیر فدراسیون (افلاکی) به پاکستان سفر می کند تا ضمن پرداخت بدهی اجناس گرونگه داشته شده را بازپس گیرد.

وی گفت: با رایزنی های انجام شده تا پایان سال جاری در بخش ریالی نیز بدهی خود را پرداخت می کنیم. امیدوارم مسئولان سازمان تربیت بدین مساعدت های لازم را نسبت به رشته کوهنوردی داشته باشند تا هر چه زودتر این امر محقق شود.

نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 18:25 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:15 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:13 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:9 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:3 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 21:59 | لینک ثابت |
مسموميتهاي ناشي از كنسرو ماهي

نبايد از خاطر دور داشت كه كنسرو ماهي كه جزو مغذي ترين و لذيذترين صنايع غذائي امروز محسوب مي شود، داراي خصوصيات ويژه اي است كه هنگام خريد به آنها توجه داشته باشيم، چرا كه عدم توجه به، به كار گيري فاكتورهاي لازم در توليد اين محصول، مي تواند موجب مسموميتهاي خطرناك در مصرف كننده شود .

 

ماهيهاي مصرفي در كنسرو از نوع تن ماهيهاي بوده كه از درياهاي جنوب كشورمان تهيه مي شود. عضلات بدن اين ماهيان قسمت خوراكي آنها را تشكيل مي دهند كه شامل عضلات معمولي يا گوشت سفيد و عضلات تيره يا گوشت تيره مي باشد. چنانچه در محتويات كنسرو، علاوه بر گوشت سفيد از گوشت تيره هم استفاده مي شود بايد بر روي ليبل قيد شود. به طور معمول دو نوع فساد باكتريايي و فساد شيميايي در قوطيهاي كنسرو ماهي قابل پيش بيني است. فساد باكتريايي فراورده هاي كنسرو ماهي را مي توان به دو گروه تقسيم كرد :

الف – فساد هيستامينيك

ب – فساد ناشي از باكتري بي هوازي (بوتولينوم)

 

 

فساد هيستامينيك:

آلودگي گوشت ماهي به هيستامين، كه ناشي از فساد اوليه ماهي و عدم نگهداري صحيح ماهي و صيد ماهي در شرايط نامناسب مي باشد، باعث فساد هيستامينيك مي گردد و هيستامين از جمله مواردي است كه در اثر حــــرارت از بين نمي رود. دوره مسموميت هيستامين كوتاه و حدود چند ساعت بوده و به صورت علائم آلرژيك ظاهر مي شود و مشخص ترين آنها قرمز شدن صورت و گردن، كهير، التهاب، سردرد شديد همراه با تپش قلب و نبض نامنظم كه به دردي مداوم و كسل كننده منتهي مي گردد .سوزش دهان و گلو، سرگيجه خارش شديد در پوست و در موارد حاد ايست قلبي از ديگر موارد علائم مسموميت است. جهت پيشگيري از موارد فوق بايد توجه داشت كه كنسرو ماهي داراي طعم و بوي مناسب بوده و رنگ گوشت به صورت يكنواخت و بافت آن نيز يكنواخت و داراي حالت ارتجاعي باشد و حالت اسفنجي در بافت گوشت وجود نداشته باشد  .

 

 

فساد باكتريايي بي هوازي:

در اين نوع فساد كه اغلب ناشي از سم توكسين حاصل از فعاليت اسپورميكرب بي هوازي است، عموماً همراه با بادكردگي قوطي مي باشد. اين سم در اثر حرارت از بين مي رود و در صــورت مصــرف، باعث مسموميت شــديــد و در بسياري از موارد منجر به مرگ مي گردد. همچنين آلودگيهاي ثانويه قوطي نيز باعث فساد باكتريايي از نوع هوازي مي گردد .در اين خصوص بايد توجه داشت قوطي كنسرو از هر نظر سالم بوده و هيچگونه بادكردگي يا تغيير شكل در آن مشاهده نشود، درزهاي دوخت قوطـــي بدون هيچــــگونه لبه زدگي و تركيـــدگي كاملاً سالم باشد و بوي ترشيدگي در گوشت احساس نگردد.

 

 

فساد شيميايي:

اين نوع فساد، در اثر خوردگي لاك درون قوطي و واكنش با تركيبات محتويات قوطي ايجاد مي شود .بايد توجه داشت لاك قوطي كاملاً صاف و بدون ترك خوردگي و تغيير رنگ محسوس باشد، همچنين لكه هاي سياه در ديواره قوطي نشان واكنش شيميايي لاك قوطي هستند .

نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 21:57 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 21:52 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar