تبليغاتX
سلطان کوهستان

غار و غارنوردیدر روزي گرم، در پايان ماه اکتبر ۲006 ( آبان 85 )، دو دستگاه خودرو مزدا استيشن بونگو و يك تويوتا پرادو كاروان ما را به سمت غار پراو به حرکت درآوردند. از مسكو تا داغستان و آذربايجان و از شمال ايران تا كرمانشاه. پنج روز در ماهچكلا (داغستان) براي دريافت ويزاهايمان بسر برده و در همانجا با سرپرست تيم "يوري" و چهار غارنورد ديگر که با يک دستگاه خودرو "نيوا" (يك جيپ همه جا رو كوچك روسي) به آنجا رسيده بودند، ديدار کرديم.
از اينجا گروه بيست و يك نفره ما، با غارنورداني از اقصي نقاط روسيه تکميل شده و با سه خودرو حرکت خود را ادامه مي‌دهد. غارنورداني از مسكو، كراسنويارك، نيبرنجايا، چلني، كانگور، كراسنودارك، كارگف و اوكراين با سابقه غارنوردي در كريمه و قفقاز.

حضور غارنورداني مثل "كيريل ماركوسكي" يكي از پيشروان "غار ورونيا" (عميقترين غار جهان) و از اعضا انجمن غارنوردان اوكراين و عضو دائمي برنامه‌هاي غارنوردي آن انجمن درآبخازيا و تركيه و "يوري ادوكيمف"سرپرست برنامه كه صرف نظر از فعاليت هميشگي‌اش و ركوردهاي قابل توجه او در غارنوردي، متخصص غواصي در غار است (اگر شانس داشتيم او در حوضچه انتهاي پراو غواصي مي‌كرد) همچنين بسياري ديگر از اعضا گروه كه همواره به غارنوردي مي‌پردازند و بيشترشان ركورد دستيابي به اعماق بيش از يك‌هزار متر را دارند از ما گروهي ساخته بود كه اميد بالايي به اقدامات سريع و موثر در غار پراو از آن مي‌رفت.
تا آستاراخان همه چيز به خوبي پيش رفت ولي نزديك مرز داغستان براي تعمير تويوتا دوبار مجبور به توقف شديم. صبح زود دوباره سرپرست را ملاقات كرديم و با وجود ويزاهايمان در راه ايران مانعي به نظر نمي‌رسيد.
در مرز آذربايجان هشت ساعت وقت از دست داديم كه با يادآوري خاطره سال قبل كه چهل ساعت صرف اينكار شده بود تحمل آن برايمان چندان مشكل نبود. تمام مسير آذربايجان را در شب رانديم و در طلوع صبح پشت مرز ايران بوديم. معرفي نامه‌هاي انجمن جغرافي روسيه كارمان را در عبور از مرزها ساده‌تر مي‌كرد.
يك روز ملال آور بعد از مرز ايران صرف كاغذ بازي مربوط به خودروها شد البته ما از اين فرصت براي آشنايي با مردم و فرهنگ اين كشور و تبديل پول‌ها و همينطور حمام بعد از يك رانندگي طولاني استفاده كرديم.
يوري، آنا و سرگئي كساني بودند كه پيشتر ايران را ديده بودند و براي بقيه اين يكمين سفر به ايران بود.
يوري در سال‌هاي 2004 و 2005،2006 دو سفر به ايران داشت. در يك سفر او جاده‌هاي ايران را با دوچرخه ركاب زده بود و در سفر بعدي با مزدا استيشنش از غارهاي نمكدان قشم و سراب همدان و همينطور تا عمق چهارصد متري غار پراو را بازديد كرده بود.
به هر حال ما نتوانستيم به انتهاي غار پراو برسيم و شانس غواصي و يا صعود در غار را هم نيافتيم. ولي ما بسياري از نكات و پيچيدگي‌هاي كار در غار پراو را فهميديم.

يوري بيست رول جديد در پراو نصب كرده بود و در عمق چهارصد متري به علت كمبود وقت و تجهيزات با نظر به آينده از غار خارج شده بود. هدف اين‌بار ما نه تنها پراو بلكه فعاليت در سراب با گروهي زبده‌تر بود. در اين زمان ما شهرهاي رشت، قزوين، همدان را بدون توقف طولاني پشت سر گذاشته بوديم و در نزديكي كرمانشاه پاي كوه پراو قرار داشتيم.
دونفر از اعضاي گروه كه از ابتدا قصد ديدار از پراو را نداشتند براي بازديد از غار نمكدان قشم از ما جدا شدند.
با الحاق " شراره قاضي " غارنورد ايراني مقيم آلمان و" سيمون بروكس " از انگليس گروه ما به يك هيئت بين‌المللي تبديل شد هر چند براي زماني كوتاه .
در زماني كه ما آماده شروع كار پراو بوديم در مقابل خود باران و مسير گل آلود را مي‌ديديم. دعوت مردم محلي و پناه دادن آنها، ما و تجهيزاتمان را از باران مصون كرد.
كار حمل بارها را در باران و گل شروع كرديم و روز يكم بارها را قدري به بالا حمل كرديم . بعضي ترجيح دادند در تاريكي به پايين برگشته و در خانه اقامت كنند و بعضي در كنار بارها كمپي را برپا كردند. اين قصه طولاني را در يك جمله خلاصه مي كنم كه شب چهارم در يك غار گرم( غارپناه يه شبه) در نزديكي ميدان پراو گذرانديم و فرداي آنروز بارها را در مقابل دهانه پراو بر زمين گذاشتيم. اين در حالي بود كه آسمان پوشيده از ابر بود و امكان ديدن راه‌هاي اطراف و ارتفاعات كوه وجود نداشت. هشت نفر در جانپناه و بقيه در چادرها در مقابل دهانه غار اقامت كرديم. ميدان پراو پر از گل بود به‌صورتي كه با چند قدم راه رفتن وزنه سنگيني از گل به كفشهايمان آويزان مي‌شد.
شراره قاضي و سيمون بروكس كه فرداي آنروز قصد بازگشت به پايين را داشتند با يوسف، يك غارنورد محلي از ابتداي غار بازديد كردند. يوسف غارنوردي بسيار قوي و سريع است و ضمن بازديدهاي مكرر از غار پراو ركورد سريع ترين فرود و صعود را به خود اختصاص داده است.
در پراو ما مقدار زيادي تجهيزات و طناب داشتيم كه توسط يوري در سال قبل بارگذاري شده بود. اما مطابق با اصول استانداردهاي استفاده از طناب تك رشته مي‌بايست تمام وسايل غارنوردي و غواصي قبل از استفاده بيرون از غار بازبيني شود.
امروزه استانداردهاي روش تك رشته (single rope techniques (SRT مورد پذيرش اكثر غارنوردان جهان است و با استفاده مكرر از آن، تجارب ارزنده‌اي در اين مجموعه قوانين انباشت شده است. به نظر مي‌رسيد اين روش هرگز در اين غار بكار گرفته نشده است و بسياري از رول‌ها كه مربوط به اكتشاف اين غار توسط گروه انگليسي در سالهاي 1971و 72 است، خطرناك و غيرقابل استفاده‌اند. قبل از هر كاري به اولين دغدغه خود كه همانا ايمني است پرداختيم و تعدادي رول جديد بخصوص در تراورس‌ها و چاههاي كوتاه نصب كرديم و كار شروع شد.
دوباره در عمق 400 متري بوديم ولي پي‌برديم كه زمان به سرعت از دست رفته و فرصت كافي براي تكميل اين بازديد نداريم. مشورت‌ها شروع شد و ترجيح گروه بر اين شد كه سه روز آينده را به جستجو در اطراف ميدان پراو پرداخته و غارهاي جديد را بازديد كنيم. هر چند هواي ابري مانع صعود و ديد مناسب در چشم انداز مي‌شد ولي تعداد زيادي دهانه كشف و به وسيله جي-پي-اس ثبت شد. البته كامل مشخص نيست كه آنها پيش ازاين مورد بازديد غارنوردان قرار گرفته‌اند يا نه.
عصر آن روز در ميدان پراو با كاظم فريديان از نزديك آشنا شديم. صبح در حالي كه بچه‌ها به تجسس در اطراف ادامه مي‌دادند، يوري، سرگئي، آنا و من به همراه كاظم به قصد تهران از كوه سرازير شديم. سرگئي سريع به مسكو پرواز كرد و سه نفر ديگر به باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند براي ارائه گزارش در باره غار و غارنوردي در روسيه و همينطور برنامه‌هاي اجرا شده در ايران توسط گروهمان دعوت شديم.
به خاطر ميهمان نوازي كاظم و خانواده محترمش كه از ما در تهران پذيرايي كردند از آنها سپاسگزاريم . همينطور براي ترتيب دادن گزارش برنامه در باشگاه دماوند. اهميت اين گزارش براي ما از اين بابت بود كه ما قصد داشتيم با كوهنوردان و غارنوردان ايران رابطه قوي ايجاد كنيم و توجه آنها را به كارهايمان در روسيه و قفقاز جلب كنيم.
فرداي آن‌روز من با اتوبوس به كرمانشاه برگشتم و در ميدان پراو با دوستانم كه با كوله‌پشتي‌هاي آماده در جانپناه جمع شده بودند ملاقات كردم. تمام دو روز گذشته برف باريده بود و اكنون ميدان پراو غرق در گل بود. در همين روزها دوستانم در يك غار صد متر نفوذ كرده بودند وبه انتهاي آن رسيده بودند. همينطور به خاطر كمبود وقت از تعداد زيادي دهانه‌هاي وسوسه انگيز گذشته بودند.
همگي در كرمانشاه بوديم و اينبار نوبت يوسف و خانواده اش بود كه ما را مرهون ميهمان نوازي شان كنند.
به هر حال ما نتوانستيم به انتهاي غار پراو برسيم و شانس غواصي و يا صعود در غار را هم نيافتيم. ولي ما بسياري از نكات و پيچيدگي‌هاي كار در غار پراو را فهميديم. مشكلاتي كه در اين راه پيش پاي هر غارنوردي قرار دارد. اكنون نه سه نفر كه تعداد زيادي از ما ميدان پراو را مي‌شناسند .غار را، فصل مناسبش را و بدون شك كار در غار پراو براي آينده به مراتب ساده تر خواهد بود. در اين برنامه نزديك پنجاه رول جديد در غار نصب كرديم. همچنين اميدواريم كه بتوانيم در آينده جزوه اي در ارتباط با مسائل زمين شناسي و آب زمين شناسي اين منطقه منتشر كنيم.
مهلت ويزاي بعضي‌ها به آخر نزديك مي‌شد و ما فقط چند روز ديگر فرصت داشتيم. از طرح قبلي‌مان در مورد غار سراب كه تهيه نقشه از اين غار بود گذشتيم و به ديداري ساده از آن بسنده كرديم. درنزديكي همدان در مقابل دهانه غار سراب كاظم، ليلا، افشين و احسان جباري و چند دوست ديگرش از همدان به ما ملحق شدند. من و يوري بهمراه آنها از غار بازديد كرديم در حاليكه هيچكدام لباس مخصوص به تن نداشتيم. اين غار درياچه‌اي را نه با شنا بلكه با كمك آنها به روش سنگنوردان و از ديوارهاي غار پيموديم و به درياچه انتهاي غار رسيديم و خشك به بيرون مراجعت كرديم.
ما رابطه صميمانه و محكمي با مردم سراسر ايران برقرار كرديم. بدون آن همدلي و كمك‌هاي هميشگي بسياري از مسائل براي ما پيچيده‌تر مي‌شد.

نقشه‌اي كه سيمون بروكس سال‌ها قبل از اين غار تهيه كرده بود تعداد زيادي از دهليزهاي فرعي اين غار را در بر نمي گرفت. چنين به نظر مي‌رسد كه براي برنامه بعدي، ما به گزارش‌ها و اطلاعات بيشتري نياز خواهيم داشت.
بازديد از غار منحصر بفرد علي صدر در نزديكي غار سراب شانس بزرگي بود كه در اين برنامه نصيبمان شد. در روسيه غارهاي توريستي زيادي وجود دارد ولي آنها بيشتر به خاطر زرق و برق بيرونشان مورد توجه هستند. من شك ندارم كه علي صدربا درياچه بزرگ و يك پارچه‌اش يك غار منحصر بفرد است.
دريغ كه تنها نيم روز ديگر، رانندگي به سمت آستارا و خانه شروع شد. اين درست كه ما به اهدافمان در غارها دست نيافتيم ولي ما در اين سفر نه تنها چيزي از دست نداديم كه سود و بهره فراوان برديم به شكلي كه به شايستگي‌مان براي آنها دچار ترديد شديم. ما رابطه صميمانه و محكمي با مردم سراسر ايران برقرار كرديم. بدون آن همدلي و كمك‌هاي هميشگي بسياري از مسائل براي ما پيچيده‌تر مي‌شد و تمام گروه ما قدر شناس اين مهمان نوازي و بذل توجه‌اي كه نصيبمان شد، هستيم.
ارتباط گرفتنها، شرح دادن‌ها و با هم خنيدن‌ها در طول اين سفر مرا مجذوب كرده بود. من فكر كردم كه چگونه چنين چيزي ممكن است؟ عشق به كوه،‌ غار، تلاش در آنها و نگراني و تشويشمان در راه رشد و تكامل، نقطه اشتراك همه ما بود.
با تمام وجود اميدوارم كه اين پايان داستان ما نيست. ما همديگر را دوباره مي‌بينيم در روسيه و يا در ايران.
در پايان بار ديگر اين كلمه را از طرف همه اعضا گروه به همه كساني كه در اين سفر ياري گرمان بودند، تكرار مي‌كنم: سپاسگزارم.
اعضا گروه: يوري ادوكيمف از مسكو، سرگئي پطروف از مسكو، آناروگال از مسكو، آرتم اوجانف از مسكو، آلگسي ‍ژنكو نابرزني چلني، ايوگني ژاكولف از نابرزني چلني، پاول دميدوف از مسكو، ديميتري پارشين از مسكو، ماريا اسجانيكف از مسكو، والري اوتكين از كرانسكويارك، ژوليا گوشينا از گرانسكويارك، جكاترينا جمي روا از مسكو، آندره اوتاپنكو از كراسنودار، پاول سيوينسكيچ از كانگور، كيريل ماركوسكي از كارگف اكراين، النا شوچنكف از كارگف اكراين، الگسي سروف از مسكو، سرگئي گاسف از مسكو، شراره قاضي از آلمان، سيمون بروكس از انگلستان بودند.

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ مترجم: كاضم فريديان_ 13/11/85

نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 19:49 | لینک ثابت |


كوهنورداني كه موفق به صعود هر 14 قله بالاي هشت هزار متر جهان شده اند به ترتيب عبارتند از :
Reinhold Messner
1 - رینهولد مسنر ایتالیایی طی 16 سال ، از 1970 الی 1986 و در سن 42 سالگی موفق شد بعنوان اولین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Jerzy Kukuczka
2 - جرزی کوکوچکا لهستانی طی 8 سال ، از 1979 الی 1987 و در سن 41 سالگی موفق شد بعنوان دومین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Erhard Loretan
3 - ارهارد لرتان سوئیسی طی 13 سال ، از 1982 الی 1995 و در سن 36 سالگی موفق شد بعنوان سومین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Carlos Carsolio
4 - کارلوس کارسولیو مکزیکی طی 11 سال ، از 1985 الی 1996 و در سن 33 سالگی موفق شد بعنوان چهارمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Krzysztof Wielicki
5 - کریستوف ولیشکی لهستانی طی 16 سال ، از 1980 الی 1996 و در سن 46 سالگی موفق شد بعنوان پنجمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Juan Oiarzabal
6 - خوان اویارزابل اسپانیایی طی 14 سال ، از 1985 الی 1999 و در سن 43 سالگی موفق شد بعنوان ششمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Sergio Martini
7 - سرجیو مارتینی ایتالیایی طی 24 سال ، از 1976 الی 2000 و در سن 49 سالگی موفق شد بعنوان هفتمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Park Young Seok
8 - پارک یونگ سوک کره ای موفق شد بعنوان هشتمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Hong-Gil Um
9 - هونگ گیل اوم کره ای موفق شد بعنوان نهمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Alberto Inurrategui
10 - آلبرتو اینوراتگی طی 10 سال و هفت ماه و شانزده روز و بدون استفاده از اکسیژن موفق شد بعنوان دهمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .

Han Wang Yong
11 - هان وانگ یونگ کره ای و متولد 1966 موفق شد بعنوان یازدهمین فرد در جهان هر 14 قله بالای 8000 متر را صعود نماید .


ماخذ : http://www.everestnews.com


نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 18:28 | لینک ثابت |


موقعیت غار پراو و سختی های آن:
غار پراو در استان کرمانشاهان و در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه واقع است. این غار در کوه پراو با ارتفاع ۳۳۵۷ متر از سطح دریا و در میدان جنوبی قله ی کوه پراو قرار دارد.
دهانه غار پراو در ميدان پراو و در ارتفاع 3050 متري واقع است، غار 1454 متر طول و 5/752 متر عمل دارد و به اورست غارهاي جهان معروف است. چون از مرتفع ترين غارهاي جهان مي باشد.
غار پراو اولين بار توسط غارنوردان انگليسي سدر سال هاي 1350 و 1351 مورد بازديد قرار گرفت و ايشان درجه ي سختي D 5 را براي آن تعيين نمودند كه اين درجه احتمالاً بالاترين درجه ي سختي در غارنوردي است.
غار پراو در زمان كشف، يازدهيمن غار عميق جهان بود اما با كشف غارهاي عميق‌تر، اين رتبه تاكنون به پايين تر از دويست تنزل كرده است. هر ساله غارنوردان انگليسي سيميناري تحت عنوان غار پراو برگزار مي كنند و كمك هاي مالي به نام و حساب غار پراو واريز مي شود.
توجه به اين نكته كه جان ميدلتون و ديويد جادستون سرپرستان تيم انگليسي در سال هيا 1350 و 1351 با تلاش قابل ستايشي اين سمينارها را پي گرفته اند. تنها بيانگر يك واقعيت است، آن هم معرفي سختي ها و مشكلات اين غار منحصر به فرد.

دشواري هاي غار پراو
الف- صعود
زماني كه غارنورد از دهانه نفوذ خود را به انتهاي غار آغاز مي كند، در ارتفاع 3050 متري از سطح دريا قرار دارد و پس از تلاش هاي شبانه روزي و مبارزه با بي خوابي و سرماي طاقت فرساي غار و عبور از تنگناهاي سخت به انتهاي غار مي رسد و از نظر طولي 1454 متر و از نظر عمق 5/752 متر را پشت سر نهاده است و خود را به ارتفاع 2297 متري رسانده است. كم كردن ارتفاع براي غارنورد به نسبت بالا آمدن مطبوع و راحت است فرود از چاه ها و چاهك ها كه تعداد آنها به 278 عدد مي رسد، گر چه انرژي غارنورد را مي گيرد اما شوق و اشتياق و كنجكاوي او را بر مي انگيزد غارنورد اصلاً متوجه راه بازگشت نيست و زماني كه به انتهاي غار مي رسد تازه در مي يابد كه اين راه سخت و دشوار رادر آب و هواي سردش بايد برگردد و با صعودي دوگانه مواجه مي شود.

1-صعود ارتفاعي
در بازگشت از ارتفاع 2297 متري انتهاي غار به ارتفاع3050 متري دهانه، ارتفاع ملاحظه اي بايد صعود شود و ريه غارنورد بايد در انطباق وهم هوايي قرار گيرد، كه همراه با افزايش ضربان قلب و تعداد تنفس مي باشد.


2- صعود فيزيكي
دومين عامل از صعود دوگانه، صعود غارنورد از 278 چاه و چاهك به صورت مصنوعي است. او بايد از 26 چاه با يومار صعود كند كه بيش از 400 متر را بالا مي آيد و 5/357 متر را از چاهك ها صعود طبيعي مي كند كه توأم با تلاشي مضاعف است.
به همين دلايل است كه لحظه بازگشت از انتهاي غار، تازه اول كار بوده و فعاليت سخت آغاز مي شود. غارنورد با تقسيم لوژي هاي جسمي و روحي خود بايد دقت فراواني را اعمال نمايد و در زمان فرود ده تا بيست در صد انرژي خود را تا انتها به كار گيرد و زمان بازگشت نيز نبايد انرژي خود را تماما مصرف كند و حتما بايد براي برگشت بيست تا چهل درصد انرژي اش را هنگام بيرون آمدن از غار حفظ كرده باشد كه در شرايط اضطرار و كمك بتواند آن را به كار گيرد.
اگر غارنورد در فعاليتش تمام انرژي خود را مصرف نمايد دچار توقف شده و شرايط تسليم او در غار فراهم مي گردد و فاجعه از راه ميرسد.

ب- سختي مسير
غار نوردان انگليسي غار پراو را سخت ترين غار جهان دانسته اند و درجه آن را با حروف و عدد D 5 مشخص كرده اند. حالا مي خواهيم شرايط سخت غار را مورد بررسي قرار دهيم و بدانيم داخل غار چه خبر است.
در همان آغاز ورودبه غار تخته سنگ هاي كوچك و بزرگ لغزنده مثل يك پرتگاه در سر راه و مسير غارنورد قرار گرفته و عبور از آنها مسيرهاي تنگ و عذاب آور به عرض 30 تا 50 سانتي متر در حالت هاي مختلف ايستاده، نشسته و سينه خيز وجود آب در كف مسير و فرود از چاه هاي آبشاري كه بدن و لباس ها را خيس مي كند از دشواري هاي آن است. مشكل ديگر غار پراو، آب و هواي بسيار سرد است كه شرايط تخليه ي انرژي غارنورد را فراهم مي سازد كه هر يك از اين موارد را با دقت نظر مورد توجه قرار مي دهيم.

1 - آب و هواي سرد
يكي از مشكلات غار پراو آب بسيار سرد غار است كه دماي آن يك تا چهار درجه بالاي صفر است. در تابستان ها كه شرايط پيمايش غار فراهم است گرماي محيط در بيرون غار و نفوذ اين هواي گرم به يخچال هاي حفره اي و سطوح زيرين زمين موجب مي گردد كه در سطوح عمقي ميدان پراو يخ ها ذوب شده و آب با دماي صفر يا يك درجه از منفذها و مسيرهاي مختلف روانه مجراي داخلي غار شود.
سرماي آب داخل غار از چاه سوم تا انتهاي غار يك تا سه درجه بالاي صفر است . هواي داخل غار نيز از ده درجه فراتر نمي رود. هم چنين با عبور آب سرد ذوب شده از يخ ها، سقف، ديواره و كف مسير نيز سرد مي شوند كه دست زدن به آنها مانند تماس با يخ است.
سرماي غار از چاه 16 به بعد به اوج مي رسد و چاه 18 اوج سرما را دارا مي باشد،‌بدين گونه است كه مي توان غار پراو را مانند يك يخچال طبيعي دانست.


2. چاه ها، چاهک ها و پرتگاه ها
يكي از مشكلات غار، عبور از چاه ها ، چاهك ها و پرتگاه ها است كه بايد با طناب از آنها عبور كرد.
عمق چاه ها از 7 متر آغاز و تا 42 متر كه بلندترين آنها مي باشد ادامه مي يابد كه به صورت فني و با استفاده از طناب و ابزرا فني ( فرود و صعود) امكان پذير است از چاه 19 تا چاه 24 مسيري پر از چاهك هاي كوتاه و بلند و پيوسته وجود داردكه به سي و نه پله مشهور است.
تعداد چاهك ها در اين مسير 171 عدد مي باشد و ساير مسيرها نيز تعداد 81 عدد چاهك دارد كه همراه با 26 چاه بلند، جمعاً 278 چاه و چاهك از نيم متر تا 42 متر وجود دارد.
در عبور از چاه 14 به سمت كمپ 15 مسيري است موسوم به تراورس لغزنده (Slide Traverse) . در اين قسمت بدنه ي غار به شدت گل آلوده و لغزنده است و شكافي بلند ظاهر مي گردد كه بايد به سمت بالا تراورس شود تا به كمپ 15 رسيد در ادامه و پس از فرود چاه 15 غارنورد در لبه ي پرتگاهي به نام آرواره هاي جهنمي قرار مي گيرد كه بايد به صورت پاگستري مسير را به سمت سقف طي كند و آنگاه با عبور از دو سوراخ و سپس فرودي 15 متري به ابتداي چاه 16 برسد.
شايان ذكر است كه نظير چنين تراورسي بين چاه هاي 11 و 12 نيز وجود دارد.

حشمت حيدريان به نقل از «گاهنامه داخلي انجمن كوهنوردي ايران ويژه نامه غار پراو »

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 18:14 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar